اندازهگیری چند لیتر در ساعت، سختتر از اندازهگیری چند صد متر مکعب در ساعت است. در دبیهای خیلی کم، جریان آرام میشود، اثر ویسکوزیته غالب میشود و کوچکترین ذرهٔ معلق میتواند مسیر را ببندد. با این حال دقیقاً در همین محدوده است که خطا گران تمام میشود: تزریق مواد شیمیایی، خنککاری مکانیکال سیل پمپ، نمونهگیری آنالایزر، گاز پرژ و روانکاری، همگی دبی کم اما بحرانی دارند.
سادهترین و پرکاربردترین راه: بدون برق، با نمایش مستقیم و قیمت مناسب. نسخههای شیشهای و پلاستیکی برای دبیهای بسیار پایین ساخته میشوند؛ مانند روتامتر حجم کم کوبولد KDF/KDG-9 و روتامتر حجم کم کوبولد KDF/KDG-2. اگر به مقاومت مکانیکی و فشار بالاتر نیاز دارید، نسخهٔ تمام فلزی با سوئیچ حد مانند روتامتر تمام فلزی حجم کم کوبولد KDS گزینهٔ بهتری است. برای سیالهای خورنده و نمایش شفاف هم روتامتر مخروط شیشهای کوبولد URK استفاده میشود. اصول انتخاب این خانواده در راهنمای انتخاب روتامتر آمده است.
نکتهٔ نصب: روتامتر باید کاملاً عمودی و با جریان از پایین به بالا نصب شود. کوچکترین انحراف از شاقول، در دبیهای کم خطای محسوس ایجاد میکند.
وقتی به سیگنال الکتریکی و دقت بهتر نیاز دارید، توربینهای کوچک مانند فلومتر توربینی حجم کم کوبولد PEL-L پالس خروجی میدهند و برای توتالایز کردن (مجموع حجم تزریقشده) عالیاند. در عوض به سیال تمیز نیاز دارند و نسبت به ویسکوزیته حساساند؛ نصب فیلتر قبل از آنها عملاً اجباری است. مقایسهٔ توربین و جابهجایی مثبت را در فلومتر توربینی و دندهای ببینید.
برای سیالهای لزج مانند روغن، رزین و شربت، فلومتر دندهای بهترین جواب را میدهد؛ چون برخلاف توربین، ویسکوزیتهٔ بالا به آن کمک میکند نه اینکه خطا بسازد.
گرانترین اما بیرقیبترین گزینه در دقت: مستقل از ویسکوزیته، چگالی و پروفیل جریان، و با خروجی جرمی. برای تزریق مواد گرانقیمت یا فرمولاسیون حساس، هزینهاش توجیه دارد. به مقالهٔ کوریولیس مراجعه کنید.
در خنککاری سیل پمپ یا خط روانکاری، اغلب نیازی به عدد نیست؛ کافی است قطع جریان تشخیص داده شود. فلوسوئیچ کالریمتری برای دبیهای بسیار کم مناسب است و چون قطعهٔ متحرک ندارد، گیر نمیکند. جزئیات در فلومتر جرمی حرارتی و فلوسوئیچ کالریمتری و برای دبیهای بزرگتر فلوسوئیچ پدلی.
اگر خروجی پمپ دیافراگمی را مستقیم به فلومتر بدهید، عدد بالا و پایین میپرد و در بدترین حالت، توربین در هر ضربه شتاب میگیرد و بیششماری میکند. سه راهحل:
کاربرد این مسیر در تزریق ضدرسوب و بیوساید را در کنترل رسوب و خوردگی در آب صنعتی توضیح دادهایم.
| شرایط | گزینهٔ پیشنهادی |
|---|---|
| نمایش محلی، بودجهٔ محدود | روتامتر حجم کم |
| نیاز به سیگنال و توتالایزر | توربین حجم کم |
| سیال لزج | فلومتر دندهای (اوال گیر) |
| دقت بالا و سیال متغیر | کوریولیس |
| فقط تشخیص قطع جریان | فلوسوئیچ کالریمتری |
| گاز با دبی کم | روتامتر گاز یا جرمی حرارتی |
برای انتخاب مدل مناسب، دبی حداقل و حداکثر، ویسکوزیته در دمای کاری، فشار خط و نوع سیال را برای کارشناسان فن کنترل بفرستید.
© تمامی حقوق این مقاله متعلق به فن کنترل است؛ بازنشر تنها با ذکر منبع و درج لینک مستقیم مجاز است.
هیدروژن سبکترین عنصر جدول تناوبی است و همین یک ویژگی، تمام قواعد اندازهگیری دبی را عوض میکند. چگالی هیدروژن در شرایط عادی حدود یکچهاردهم هواست؛ بنابراین یک متر مکعب هیدروژن، جرم بسیار کمی دارد و اندازهگیری «حجمی» عملاً بیمعنا میشود. در پالایشگاه، واحدهای هیدروژناسیون، خنککاری ژنراتور، و امروز در پروژههای هیدروژن سبز و ایستگاههای سوختگیری، آنچه واقعاً خرید و فروش و تراز میشود جرم است، نه حجم.
حجم گاز با فشار و دما تغییر میکند. اگر فشار خط از ۱۰ بار به ۸ بار برسد، فلومتر حجمی عدد بزرگتری نشان میدهد در حالی که مولکول بیشتری عبور نکرده است. برای همین در گازها یا باید فلومتری انتخاب کرد که ذاتاً جرمی باشد، یا فشار و دما را جداگانه اندازه گرفت و جبرانسازی کرد. این موضوع را بهطور کلی در اندازهگیری دبی هوای فشرده و گازها توضیح دادهایم؛ در هیدروژن بهدلیل چگالی بسیار کم، حساسیت مسئله چند برابر است.
در فلومتر کوریولیس، لولهٔ اندازهگیری با فرکانس طبیعی خود مرتعش میشود. وقتی سیال از آن عبور میکند، نیروی کوریولیس باعث یک پیچش کوچک در لوله میشود و اختلاف فاز بین دو سر لوله، مستقیماً با دبی جرمی متناسب است. مزایای این روش برای هیدروژن:
مدلهای ویژهٔ گازهای سبک مانند فلومتر جرمی کوریولیس هیدروژن کوبولد برای همین شرایط طراحی شدهاند. خانوادهٔ عمومیتر کوریولیس مانند فلومتر جرمی کوریولیس دولوله کوبولد و فلومتر جرمی کوریولیس کوبولد TMU هم برای مایعات و گازهای فرایندی استفاده میشوند. اصول کلی این خانواده را در فلومتر جرمی کوریولیس چیست؟ نوشتهایم.
دقت کوریولیس روی گاز به چگالی سیال وابسته است. در فشار پایین، چگالی هیدروژن آنقدر کم است که سیگنال پیچش ضعیف میشود. قاعدهٔ عملی: هرچه فشار کاری بالاتر، عملکرد کوریولیس روی هیدروژن بهتر. در سیستمهای فشار قوی مانند ایستگاه سوختگیری، این روش انتخاب طبیعی است؛ در خطوط کمفشار باید سراغ گزینههای دیگر رفت.
| پارامتر | چرا مهم است |
|---|---|
| ترکیب گاز و درصد خلوص | تعیین چگالی و انتخاب روش |
| فشار و دمای کاری | عملکرد کوریولیس روی گاز به چگالی وابسته است |
| دبی حداقل و حداکثر | انتخاب سایز و رنجپذیری |
| افت فشار مجاز | محدودیت اقتصادی و فرایندی |
| ناحیه انفجاری و گواهی | کد Ex و نوع حفاظت |
| نوع اتصال و جنس | آببندی و مقاومت به تردی |
برای انتخاب فلومتر مناسب هیدروژن و گازهای سبک، مشخصات خط خود را برای کارشناسان فن کنترل بفرستید تا مدل و کد سفارش دقیق پیشنهاد شود.
© تمامی حقوق این مقاله متعلق به فن کنترل است؛ بازنشر تنها با ذکر منبع و درج لینک مستقیم مجاز است.
سطحسنجی مایعات نسبتاً حلشده است، اما سیلوی سیمان، آرد، پلیمر، دانه یا خاک معدنی داستان دیگری دارد. در مواد جامد، «سطح» یک صفحهٔ افقی نیست: هنگام پرکردن مخروط تشکیل میشود و هنگام تخلیه قیف. اگر سنسور را در نقطهٔ اشتباه بگذارید، عددی میگیرید که با موجودی واقعی سیلو تفاوت زیادی دارد.
در بسیاری از سیلوها اصلاً نیازی به اندازهگیری پیوسته نیست؛ فقط باید بدانیم پر شده یا خالی. سوئیچ لرزشی (چنگالی یا میلهای) وقتی ماده اطراف چنگال را بگیرد، فرکانس ارتعاش تغییر میکند و کنتاکت عمل میکند. مدلهای ویژهٔ جامدات مانند لول سوئیچ لرزشی اندرس هاوزر Soliphant برای همین کاربرد ساخته شدهاند و نسبت به چسبندگی و غبار مقاوماند. کاربردهای معمول:
مقایسهٔ خانوادههای سوئیچ سطح را در مقالهٔ لول سوئیچ آوردهایم.
برای موجودیگیری و برنامهریزی تولید به عدد پیوسته نیاز دارید. امروز رادار غیرتماسی با فرکانس بالا استاندارد عملی سیلوهای جامد است: زاویهٔ پرتو باریکتر، تمرکز بهتر روی سطح و مصونیت بیشتر نسبت به غبار و بخار. برای دیوارهٔ پر از سازه و نردبان داخلی، پرتوی باریک تفاوت را میسازد. اصول کار، نصب و تنظیم آن را در مقالهٔ رادار سطحسنج توضیح دادهایم؛ نمونههایی مانند لول ترانسمیتر راداری وگا VEGAPULS و لول ترانسمیتر راداری اندرس هاوزر Micropilot در این دسته قرار میگیرند.
در سیلوهای کوتاه، مواد درشتدانه و بدون غبار شدید، اولتراسونیک هنوز گزینهٔ اقتصادی است؛ اما در پرکردن پنوماتیک سیمان یا آرد، سیگنال در غبار گم میشود. محدودیتهای این روش در مقالهٔ سطحسنج اولتراسونیک آمده است. نمونههای صنعتی مانند سطحسنج اولتراسونیک کوبولد NUS برای کاربردهای سبکتر مناسباند.
رادار هدایتشده با پروب طنابی هم در جامدات استفاده میشود، اما باید به نیروی کششی وارد بر پروب توجه کرد؛ در سیلوی بلند و مادهٔ سنگین، این نیرو میتواند چند تن باشد و نقطهٔ اتصال سقف باید برای آن محاسبه شود. روش وزنی (لودسل زیر پایههای سیلو) هم یک جایگزین کاملاً متفاوت است که بهجای سطح، جرم را میدهد و مستقل از شکل توده است؛ جزئیات آن در مقالهٔ لودسل و توزین صنعتی آمده است.
| شرایط | گزینهٔ پیشنهادی |
|---|---|
| فقط آلارم پر و خالی | سوئیچ لرزشی جامدات |
| سیلوی بلند با غبار زیاد | رادار فرکانس بالا |
| سیلوی کوتاه، مواد درشت | اولتراسونیک |
| نیاز به موجودی وزنی دقیق | لودسل زیر سیلو |
| مواد چسبنده و مرطوب | رادار با پرتو باریک و پرج هوا |
برای انتخاب روش مناسب سیلوی خود، ارتفاع و قطر سیلو، نوع و دانهبندی ماده، روش پرکردن و نیاز به دقت را برای کارشناسان فن کنترل بفرستید.
© تمامی حقوق این مقاله متعلق به فن کنترل است؛ بازنشر تنها با ذکر منبع و درج لینک مستقیم مجاز است.
یکی از رایجترین دلایل تأخیر در نصب ابزار دقیق، دستگاه معیوب نیست؛ اتصال فرایندی اشتباه است. ترانسمیتری که با رزوهٔ NPT سفارش داده شده اما خط BSP است، یا فلنجی که کلاس فشارش با فلنج طرف مقابل نمیخواند، پروژه را روزها متوقف میکند. این مقاله راهنمای عملی انتخاب و تشخیص اتصال است.
مهمترین تقسیمبندی این است که آببندی کجا اتفاق میافتد.
در رزوهٔ مخروطی، قطر رزوه در طول خود تغییر میکند و با سفت شدن، دندهها روی هم فشرده میشوند؛ یعنی آببندی روی خود رزوه انجام میشود و به همین دلیل نوار تفلون یا سیلر لازم است. تفاوت مهم: زاویهٔ دندهٔ NPT برابر ۶۰ درجه و BSPT برابر ۵۵ درجه است. این دو ممکن است چند دور روی هم بروند و کاربر خیال کند جفتاند، اما اتصال هرگز بهدرستی آببند نمیشود و در فشار نشت میکند.
قطر رزوه ثابت است و آببندی روی رزوه انجام نمیشود؛ باید با واشر تخت، بوندد سیل یا اورینگ روی سطح تکیهگاه آببند شود. اگر برای این نوع رزوه نوار تفلون بپیچید، فقط اتصال را سفت کردهاید بدون آنکه آببندی واقعی ایجاد شود.
برای قطرهای بزرگتر و فشار بالاتر، اتصال فلنجی استاندارد است. سه پارامتر باید دقیقاً مطابقت داشته باشند:
نوع سطح تماس (Raised Face یا Flat Face) و جنس گسکت را هم فراموش نکنید؛ گسکت اشتباه در سرویس داغ، چند ماه بعد نشت میکند. فلومترهای خطی مانند فلومتر مغناطیسی اندرس هاوزر Promag 10W و ترانسمیترهای اختلاف فشار با سیل ریموت، همگی با کد فلنج سفارش داده میشوند.
در صنایع غذایی، دارویی و آرایشی، اتصال باید بدون گوشهٔ مرده و قابل شستوشو باشد. تریکلمپ با یک گیرهٔ سریع و گسکت بهداشتی این کار را انجام میدهد و امکان باز و بسته کردن سریع برای تمیزکاری را میدهد. در این کاربردها زبری سطح داخلی (Ra) و گواهی مواد در تماس با غذا هم بخشی از سفارش است. انتخاب جنس و پرداخت سطح را در راهنمای انتخاب جنس در ابزار دقیق ببینید.
| مورد | نمونه |
|---|---|
| نوع اتصال | رزوه، فلنج یا تریکلمپ |
| استاندارد و سایز | ½ NPT یا DN50 PN40 |
| جنس قسمت مرطوب | استیل ۳۱۶L |
| فشار و دمای کاری | حداکثر و شرایط گذرا |
| جهت نصب | افقی یا عمودی، جهت جریان |
| لوازم جانبی | مانیفولد، گسکت، آداپتور |
اگر مطمئن نیستید خط شما چه اتصالی دارد، یک عکس واضح از محل نصب بههمراه اندازهٔ کولیس برای کارشناسان فن کنترل بفرستید تا کد سفارش درست انتخاب شود.
© تمامی حقوق این مقاله متعلق به فن کنترل است؛ بازنشر تنها با ذکر منبع و درج لینک مستقیم مجاز است.
گیج عقربهای بوردون بیش از یک قرن است که کار میکند و هنوز هم در بیشتر خطوط صنعتی دیده میشود. اما در سالهای اخیر فشارسنج دیجیتال بهسرعت جای آن را در کاربردهای دقیق و پرتابل گرفته است. کدامیک برای شما مناسب است؟ پاسخ به سه چیز بستگی دارد: دقت موردنیاز، شرایط محیط و اینکه چه کسی قرار است عدد را بخواند.
کلاس دقت گیج عقربهای صنعتی معمولاً ۱ تا ۱٫۶ درصد کل اسکیل است. یعنی روی یک گیج ۰ تا ۲۵ بار با کلاس ۱٫۶، خطای مجاز حدود ۰٫۴ بار است — چه در ۲ بار باشید چه در ۲۰ بار. فشارسنج دیجیتال صنعتی معمولاً در محدودهٔ ۰٫۱ تا ۰٫۵ درصد کار میکند و رزولوشن نمایش آن هم چند برابر بهتر است. به اینها خطای خواندن انسانی را اضافه کنید: در گیج عقربهای، زاویهٔ دید اپراتور (خطای پارالاکس) و تفسیر جای عقربه بین دو خط، خودش منبع خطاست. عدد دیجیتال این ابهام را حذف میکند.
نکتهٔ مهم در انتخاب رنج: فشار کاری معمول باید حدود دو سوم میانی اسکیل باشد. گیجی که همیشه در ۱۰ درصد ابتدای رنج کار میکند، عملاً دقتی ندارد. اصول انتخاب رنج، جنس و اتصال گیج را در راهنمای انتخاب گیج فشار صنعتی نوشتهایم.
نمونههای متداول این خانواده فشارسنج دیجیتال باتریخور کوبولد MAN-SD، فشارسنج دیجیتال کوبولد MAN-SC و فشارسنج دیجیتال کوبولد MAN-LC هستند.
برای فشارهای میلیباری — مانند اختلاف فشار کوره، فشار کانال هوا یا مخازن کمفشار — المان بوردون حساسیت کافی ندارد و باید از المان کپسولی استفاده کرد. گیج فشار میلیباری ویکا 632.50 برای همین محدوده ساخته شده است. برای همین کاربرد نسخهٔ دیافراگمی مانند گیج فشار دیافراگمی کوبولد MAN-P هم گزینهٔ خوبی است، بهخصوص وقتی سیال رسوبگذار یا لزج باشد.
یک فشارسنج دیجیتال صنعتی برای خواندن عالی است، اما دستگاه مرجع کالیبراسیون نیست. برای کالیبره کردن گیج و ترانسمیتر باید از کالیبراتور با گواهی معتبر مانند کالیبراتور فشار فلوک 718 استفاده کرد و نسبت دقت مرجع به دستگاه تحت آزمون معمولاً دستکم چهار به یک در نظر گرفته میشود. روش عملی این کار در کالیبراسیون ترانسمیتر فشار با فلوک 718 و فهرست ابزار لازم در کیف ابزار تکنسین ابزار دقیق آمده است.
| کاربرد | پیشنهاد |
|---|---|
| نمایش دائمی روی خط | گیج بوردون با کلاس مناسب |
| تست و عیبیابی پرتابل | فشارسنج دیجیتال |
| ثبت ضربه و پیک فشار | دیجیتال با حافظه MIN/MAX |
| فشار میلیباری | گیج کپسولی یا دیافراگمی |
| خط پرلرزش | گیج پرشده با گلیسیرین |
| ارسال سیگنال به اتاق کنترل | ترانسمیتر فشار |
اگر بهجای نمایش، به سیگنال نیاز دارید، راهنمای انتخاب ترانسمیتر فشار و اگر به یک تصمیم قطع و وصل نیاز دارید، مقالهٔ پرشر سوئیچ را ببینید. برای انتخاب مدل و رنج مناسب، با کارشناسان فن کنترل تماس بگیرید.
© تمامی حقوق این مقاله متعلق به فن کنترل است؛ بازنشر تنها با ذکر منبع و درج لینک مستقیم مجاز است.
در دنیای رادار و اولتراسونیک، هنوز هم بسیاری از مخازن صنعتی یک نشانگر سطح مغناطیسی بایپس کنارشان نصب است. دلیلش ساده است: این نشانگر برای کار کردن به برق، تنظیم، نرمافزار یا کالیبراسیون نیاز ندارد و اپراتور از ده متری هم میتواند سطح را ببیند. در بسیاری از پروژهها این دستگاه بهعنوان مرجع مستقل کنار ترانسمیتر الکترونیکی نصب میشود.
یک لولهٔ عمودی (محفظهٔ بایپس) از دو نقطه به مخزن وصل میشود؛ طبق قانون ظروف مرتبط، سطح داخل لوله همان سطح داخل مخزن است. درون لوله یک شناور با مغناطیس دائم شناور میماند. بیرون لوله، یک ریل از فلگهای دوطرفه (یک طرف قرمز، یک طرف سفید یا فلورسنت) نصب شده است. با بالا و پایین رفتن شناور، میدان مغناطیسی فلگها را ۱۸۰ درجه میچرخاند و یک ستون رنگی دقیقاً همارتفاع با سطح مایع ایجاد میشود. نشانگر سطح بایپس کوبولد NBK نمونهٔ متداول این خانواده است.
سطحسنج دیسپلیسری بر پایهٔ نیروی ارشمیدس کار میکند: یک استوانهٔ سنگینتر از سیال آویزان میشود و هرچه بیشتر در مایع فرو رود، نیروی شناوری بیشتری به آن وارد میشود. این تغییر نیرو با تورکتیوب به بیرون منتقل و به سیگنال تبدیل میشود. سطحسنج دیسپلیسری کوبولد BA برای مخازن تحت فشار، بویلر درام و اندازهگیری فصل مشترک دو مایع (Interface) کاربرد دارد. نکتهٔ مهم: چون خروجی به نیروی شناوری وابسته است، هر تغییری در چگالی مستقیماً روی عدد اثر میگذارد — همان محدودیتی که در سطحسنجی با اختلاف فشار هم توضیح دادیم.
مزیت مهم محفظهٔ بایپس این است که میتوان روی همان محفظه یک ترانسمیتر هم نصب کرد و بدون سوراخ کردن مجدد مخزن، خروجی ۴ تا ۲۰ میلیآمپر گرفت. دو راه رایج:
| نیاز | گزینه |
|---|---|
| نمایش محلی مطمئن بدون برق | نشانگر بایپس مغناطیسی |
| سیگنال پیوسته با دقت خوب | رادار هدایتشده روی محفظه |
| فصل مشترک آب و روغن | دیسپلیسر یا رادار هدایتشده |
| مخزن بسته با بخار | اختلاف فشار با ساق تر |
| مخزن بزرگ بدون تماس | رادار فضای آزاد |
| فقط آلارم پر و خالی | لول سوئیچ لرزشی |
برای مقایسهٔ کلی روشهای سطحسنجی این مقاله، برای رادار فضای آزاد رادار سطحسنج، برای اولتراسونیک این راهنما و برای حفاظت سرریز لول سوئیچ را ببینید.
ارتفاع اندازهگیری، فاصلهٔ مرکز تا مرکز نازلها، فشار و دمای کاری، چگالی سیال (حداقل و حداکثر)، جنس موردنیاز، نوع اتصال (فلنج یا رزوه) و اینکه آیا خروجی الکتریکی و سوئیچ حد هم میخواهید. با این اطلاعات، کارشناسان فن کنترل مدل و کد سفارش دقیق را برایتان مشخص میکنند.
© تمامی حقوق این مقاله متعلق به فن کنترل است؛ بازنشر تنها با ذکر منبع و درج لینک مستقیم مجاز است.
هر جا سرعت مهم باشد — از نوار نقاله و اکسترودر تا جرثقیل و پمپ دور متغیر — باید دور واقعی را اندازه گرفت. درایو میتواند فرکانس خروجی را بگوید، اما فرکانس خروجی «فرمان» است نه «واقعیت»؛ لغزش موتور، تسمهٔ لیز خورده یا کوپلینگ آسیبدیده باعث میشود سرعت واقعی با فرمان یکی نباشد. سه راه رایج برای اندازهگیری دور وجود دارد.
تاکوژنراتور در واقع یک ژنراتور DC کوچک است که به شفت متصل میشود و ولتاژی متناسب با دور تولید میکند. مشخصهٔ اصلی آن با واحد ولت بر هزار دور بیان میشود؛ مثلاً تاکوژنراتور ۲ ولت مدل K4A2 در هر ۱۰۰۰ دور بر دقیقه، حدود ۲ ولت تولید میکند. مزیت بزرگ آن این است که به هیچ تغذیهای نیاز ندارد و خروجیاش مستقیماً قابل خواندن است.
اینکودر افزایشی بهجای ولتاژ، پالس تولید میکند. تعداد پالس در هر دور (PPR) دقت را تعیین میکند و دو کانال A و B با اختلاف فاز ۹۰ درجه، جهت چرخش را مشخص میکنند. کانال Z یک پالس در هر دور میدهد که برای مرجع موقعیت استفاده میشود. چون خروجی دیجیتال است، در برابر نویز بهمراتب مقاومتر از ولتاژ آنالوگ است — اما نیاز به تغذیه و ورودی شمارندهٔ سریع در PLC یا درایو دارد.
یک سنسور بدون تماس روبهروی چرخدنده نصب میشود و با عبور هر دندانه، یک پالس تولید میکند. چیزی برای خراب شدن ندارد، در برابر روغن، گرد و غبار و دمای بالا مقاوم است و برای حفاظت اورسپید توربین و موتورهای بزرگ استاندارد صنعت است. ضعف اصلیاش این است که در دورهای خیلی پایین، دامنهٔ سیگنال کم میشود.
| نیاز | گزینهٔ مناسب |
|---|---|
| بازخورد سرعت برای درایو DC قدیمی | تاکوژنراتور |
| کنترل موقعیت و حرکت دقیق | اینکودر |
| حفاظت اورسپید و محیط سخت | پیکاپ مغناطیسی |
| نمایش ساده دور روی تابلو | تاکوژنراتور یا پیکاپ + نمایشگر |
| تشخیص لغزش تسمه و کوپلینگ | هر گزینه، اما روی شفت خروجی نصب شود |
| علامت | علت محتمل |
|---|---|
| نوسان سرعت در حلقهٔ بسته | ریپل تاکو یا نویز کابل |
| خروجی صفر با وجود چرخش | ساییدگی جاروبک یا قطع کوپلینگ |
| عدد سرعت نصف یا دو برابر | اشتباه در ضریب مقیاس یا تعداد دندانه |
| پرشهای ناگهانی | شل بودن پایه یا ناهممحوری |
| افت سیگنال در دور پایین | ذات پیکاپ مغناطیسی؛ به اینکودر تغییر دهید |
اندازهگیری دور معمولاً بخشی از یک زنجیرهٔ بزرگتر است: دور پمپ، دبی و فشار با هم معنا پیدا میکنند. برای تکمیل این تصویر، راهنمای انتخاب فلومتر و راهنمای انتخاب ترانسمیتر فشار را ببینید. برای انتخاب تاکوژنراتور متناسب با درایو و ماشین خود با کارشناسان فن کنترل تماس بگیرید.
© تمامی حقوق این مقاله متعلق به فن کنترل است؛ بازنشر تنها با ذکر منبع و درج لینک مستقیم مجاز است.