پمپ معمولاً بهخاطر خرابی خودش از کار نمیافتد؛ بهخاطر شرایط کاری از کار میافتد. سه سناریو بیشترین سهم را دارند: کارکرد خشک، کار در دبی صفر و کاویتاسیون. جالب اینکه هر سه با سنسورهایی قابل تشخیصاند که قیمتشان کسری از هزینهٔ تعمیر پمپ است.
وقتی مخزن مکش خالی میشود یا شیر ورودی بسته میماند، پمپ بدون سیال میچرخد. سیال، هم روانکار و هم خنککنندهٔ سیل مکانیکی است؛ بدون آن، سیل در چند ثانیه تا چند دقیقه میسوزد. راههای تشخیص:
نکتهٔ مهم: حفاظت کارکرد خشک باید مستقل از سیستم کنترل باشد؛ یک کنتاکت سختافزاری در مدار فرمان کنتاکتور، مطمئنتر از یک شرط نرمافزاری در PLC است.
اگر شیر خروجی بسته شود (Deadhead)، پمپ همچنان انرژی مصرف میکند اما سیالی خارج نمیشود؛ همان مقدار سیال داخل پوسته میچرخد، داغ میشود و در نهایت بخار میکند. پمپهای گریز از مرکز به حداقل جریان مجاز نیاز دارند که در منحنی سازنده مشخص است. راهکارها:
اگر فشار در ورودی پروانه به زیر فشار بخار سیال برسد، حباب بخار تشکیل و سپس با شدت منفجر میشود. نتیجه: صدای شبیه عبور شن، لرزش، خوردگی حفرهای پروانه و افت شدید راندمان. عوامل رایج:
یک ترانسمیتر فشار روی خط مکش، سادهترین راه پایش پیوستهٔ این ریسک است؛ راهنمای انتخاب در این مقاله.
در پمپهای داغ یا با سیال کثیف، یک خط کوچک فلاشینگ یا خنککاری برای سیل مکانیکی در نظر گرفته میشود. قطع همین خط کمدبی، سیل را از بین میبرد. چون دبی آن بسیار کم است، سراغ گزینههای مخصوص دبی کم بروید: روتامتر حجم کم یا فلوسوئیچ کالریمتری.
| نشانه | علت محتمل | اقدام |
|---|---|---|
| صدای شن و لرزش | کاویتاسیون | بررسی صافی مکش و NPSH |
| داغ شدن پوسته بدون خروجی | کار در دبی صفر | خط حداقل جریان |
| نشتی مکرر سیل | کارکرد خشک یا قطع فلاشینگ | لول سوئیچ و فلوسوئیچ |
| افت تدریجی فشار خروجی | سایش پروانه یا گرفتگی | پایش فشار و اختلاف فشار فیلتر |
| قطع و وصل پیاپی | دیفرانسیل کم | تنظیم ستپوینت و دیفرانسیل |
| اضافهجریان موتور | چگالی یا ویسکوزیته بالاتر از طراحی | بازبینی شرایط فرایند |
برای انتخاب سوئیچها و ترانسمیترهای مناسب پمپ خود، مشخصات سیال و شرایط کاری را برای کارشناسان فن کنترل بفرستید. برنامهٔ بازرسی دورهای این تجهیزات را هم در نگهداری پیشگیرانه آوردهایم.
© تمامی حقوق این مقاله متعلق به فن کنترل است؛ بازنشر تنها با ذکر منبع و درج لینک مستقیم مجاز است.
سوئیچ فشار دیفرانسیل (Differential Pressure Switch) قطعهای است که بهجای یک فشار، اختلاف دو فشار را میسنجد و هر وقت این اختلاف از مقدار تنظیمشده بگذرد، یک کنتاکت الکتریکی را باز یا بسته میکند. خروجی آن عدد نیست؛ یک تصمیم دوحالته است: «رسید» یا «نرسید».
این سه را در پروژهها زیاد با هم اشتباه میگیرند:
قاعدهٔ سرانگشتی: اگر خروجی قرار است فقط یک پمپ را قطع کند یا یک چراغ آلارم را روشن کند، سوئیچ کافی است و هزینه و کابلکشی کمتری دارد.
عنصر حسگر (دیافراگم، پیستون یا کپسول) بین دو محفظه قرار میگیرد. اختلاف فشار دو طرف، آن را جابهجا میکند و این جابهجایی در برابر یک فنر قابل تنظیم مقاومت میبیند. وقتی نیرو بر فنر غلبه کرد، اهرم یک میکروسوئیچ را میزند. مقدار تنظیم فنر همان ستپوینت است.
نکتهای که اغلب نادیده گرفته میشود: سوئیچ دقیقاً روی همان نقطه برنمیگردد. به فاصلهٔ بین نقطهٔ عمل و نقطهٔ بازگشت دیفرانسیل سوئیچینگ یا هیسترزیس میگویند. اگر این فاصله خیلی کم باشد، سوئیچ نزدیک ستپوینت شروع به چترینگ (قطع و وصل پیاپی) میکند و کنتاکت خیلی زود میسوزد.
جابهجا بستن ورودیها. ورودی پرفشار (H) و کمفشار (L) روی بدنه علامت دارند؛ برعکس بستن یعنی سوئیچ هیچوقت عمل نمیکند.
نبستن مانیفولد. بدون شیر تعادل، هنگام راهاندازی ممکن است تمام فشار خط یکباره روی یک طرف دیافراگم بیفتد و آن را پاره کند.
تنظیم ستپوینت روی فیلتر تمیز. ستپوینت باید بر اساس افت فشار مجاز سازندهٔ فیلتر انتخاب شود، نه بر اساس عددی که روز اول میبینید.
اگر مطمئن نیستید کدام مدل با شرایط خط شما میخواند، مشخصات سیال، فشار استاتیک و ستپوینت مورد نظر را برای ما بفرستید: 021-88850346 و 021-88658508.
© تمامی حقوق این مقاله متعلق به فن کنترل است؛ بازنشر تنها با ذکر منبع و درج لینک مستقیم مجاز است.
پرشر سوئیچ سادهترین و ارزانترین راه برای تبدیل فشار به یک تصمیم دوحالته است: پمپ روشن شود یا خاموش، آلارم بدهد یا ندهد، خط قطع شود یا نه. برخلاف ترانسمیتر فشار که یک عدد پیوسته میدهد، سوئیچ فشار فقط یک کنتاکت خشک دارد؛ اما همین سادگی باعث میشود در حفاظت پمپ، کمپرسور، سیستم روغنکاری و مدارهای ایمنی همچنان پرکاربردترین گزینه باشد.
هر پرشر سوئیچ با دو نقطه کار میکند. نقطه قطع (Cut-out) فشاری است که در آن کنتاکت تغییر وضعیت میدهد و نقطه وصل (Cut-in) فشاری که در آن به حالت اول برمیگردد. فاصلهٔ این دو، دیفرانسیل یا باند مرده (Dead Band) نام دارد و وجودش اجباری است: اگر دیفرانسیل صفر بود، سوئیچ در نزدیکی ستپوینت با کوچکترین نوسان فشار پشت سر هم قطع و وصل میکرد — پدیدهای که کنتاکتور و موتور را در چند ماه از بین میبرد.
قاعدهٔ عملی: ستپوینت را در محدودهٔ ۲۵ تا ۷۵ درصد رنج سوئیچ انتخاب کنید. تنظیم نزدیک به ابتدا یا انتهای رنج، تکرارپذیری را خراب میکند.
کنتاکتها معمولاً SPDT (یک تیغه با حالت باز و بسته) هستند. انتخاب بین NO و NC صرفاً سلیقه نیست؛ به منطق ایمن-در-خرابی مربوط است. در یک اینترلاک ایمنی، مدار باید طوری بسته شود که قطع سیم هم مانند شرایط خطر عمل کند؛ یعنی کنتاکت در حالت عادی بسته باشد و در شرایط خطا باز شود. به جریان و ولتاژ مجاز کنتاکت هم توجه کنید: تیغهٔ طراحیشده برای بار AC، اگر مستقیم به ورودی دیجیتال ۲۴ ولت DC وصل شود، ممکن است در جریانهای خیلی کم قابل اعتماد نباشد.
در کاربردهای ایمنی نمیخواهیم پس از رفع موقت شرایط خطر، دستگاه خودبهخود راه بیفتد. سوئیچ با ریست دستی پس از عملکرد، در همان وضعیت قفل میشود تا اپراتور دلیل حادثه را بررسی و دکمه را فشار دهد. پرشر سوئیچ دانفوس KP5 با ریست دستی نمونهٔ متداول این خانواده است و در مدارهای حفاظتی کمپرسور و سردخانه بسیار استفاده میشود.
| پارامتر | توضیح |
|---|---|
| رنج فشار | محدودهٔ تنظیم، نه فشار کاری لحظهای |
| حداکثر فشار تحمل (Overpressure) | باید از فشار ضربه و تست خط بیشتر باشد |
| نوع سیال | آب، روغن، بخار، گاز خورنده یا مواد غذایی |
| جنس قسمت مرطوب | برنج، استیل ۳۱۶ یا هستلوی |
| اتصال فرایندی | رزوهای (BSP یا NPT) یا فلنجی |
| درجه حفاظت و گواهی | IP و در صورت نیاز Ex |
| دیفرانسیل | ثابت یا قابل تنظیم |
برای انتخاب جنس در برابر خوردگی، راهنمای انتخاب جنس در ابزار دقیق و برای مناطق طبقهبندیشده تجهیزات ضدانفجار را ببینید.
اگر فقط به یک تصمیم روشن و خاموش نیاز دارید، سوئیچ ارزانتر و مستقل از PLC است. اما اگر میخواهید روند فشار را ثبت کنید، آلارم چندمرحلهای بگذارید یا ستپوینت را از HMI تغییر دهید، ترانسمیتر انتخاب درستتری است؛ راهنمای انتخاب آن را در راهنمای انتخاب ترانسمیتر فشار بخوانید. در بسیاری از پروژهها هر دو استفاده میشوند: ترانسمیتر برای کنترل و سوئیچ مستقل برای حفاظت — چون یک حلقهٔ حفاظتی نباید به همان دستگاهی وابسته باشد که کنترل را انجام میدهد.
برای گرفتگی فیلتر و اختلاف فشار دو نقطه، سوئیچ فشار دیفرانسیل ابزار مناسبتری است. برای حفاظت در برابر قطع جریان و سطح، معادلهای آن یعنی فلوسوئیچ پدلی و لول سوئیچ را ببینید.
| علامت | علت محتمل |
|---|---|
| قطع و وصل پیاپی (Chattering) | دیفرانسیل خیلی کم یا پالس فشار |
| عمل نکردن در ستپوینت | گرفتگی مسیر ایمپالس یا رسوب روی دیافراگم |
| جابهجایی تدریجی نقطه عملکرد | خستگی فنر یا اورپرشر مکرر |
| عملکرد بدون تغییر فشار | لرزش شدید یا شل بودن پایه |
| کنتاکت وصل ولی PLC نمیبیند | جریان خیلی کم برای تیغهٔ AC یا اکسید شدن کنتاکت |
برای انتخاب رنج، دیفرانسیل و کد سفارش مناسب فرایندتان، با کارشناسان فن کنترل تماس بگیرید.
© تمامی حقوق این مقاله متعلق به فن کنترل است؛ بازنشر تنها با ذکر منبع و درج لینک مستقیم مجاز است.