فلومتر مغناطیسی در آب، فاضلاب و بسیاری از فرایندهای شیمیایی انتخاب اول است: بدون قطعهٔ متحرک، بدون افت فشار و با دقت خوب. اما وقتی دو فلومتر مغناطیسی با سایز یکسان قیمتهای متفاوتی دارند، تفاوت در دو چیز است که هر دو داخل لولهاند: لاینینگ و الکترود. انتخاب اشتباه این دو، رایجترین علت خرابی زودهنگام است.
بر پایهٔ قانون فارادی، وقتی سیال رسانا عمود بر میدان مغناطیسی حرکت کند، ولتاژی متناسب با سرعت آن در دو الکترود القا میشود. دو نتیجهٔ مهم دارد: اول اینکه سیال باید رسانا باشد (معمولاً بالای چند میکروزیمنس بر سانتیمتر) و روغن، حلال و آب کاملاً خالص با این روش قابل اندازهگیری نیستند. دوم اینکه بدنهٔ فلزی لوله باید از سیال عایق شود، وگرنه ولتاژ القایی اتصال کوتاه میشود — و این دقیقاً کاری است که لاینینگ انجام میدهد. مبانی کامل در فلومتر مغناطیسی چیست؟ آمده است.
خطای رایج: انتخاب لاینینگ فقط بر اساس نوع سیال، بدون توجه به سرعت جریان. همان دوغابی که در سرعت یک متر بر ثانیه بیخطر است، در سه متر بر ثانیه لاینینگ را در چند ماه میخورد.
معیارهای کلی انتخاب جنس را در راهنمای انتخاب جنس در ابزار دقیق جمع کردهایم. در سیالهای چرب یا رسوبگذار، الکترودهای قابل تعویض یا مجهز به تمیزکاری، هزینهٔ نگهداری را بهشدت کم میکنند.
اگر روی الکترود لایهای از چربی، رسوب یا مواد آلی بنشیند، مقاومت تماس بالا میرود و سیگنال نویزی و ناپایدار میشود. علامت مشخصهٔ آن این است که عدد بهمرور بیقرار میشود یا در دبی ثابت دریفت میکند. راهحلها: افزایش سرعت جریان طراحی، انتخاب الکترود با شکل مناسب، یا استفاده از قابلیت تشخیص پوششگرفتگی در دستگاههای پیشرفتهتر مانند فلومتر مغناطیسی اندرس هاوزر Promag 53P.
سیگنال خروجی فلومتر مغناطیسی چند میلیولت است و باید نسبت به پتانسیل خود سیال سنجیده شود. اگر مسیر ارت درست نباشد، جریانهای سرگردان روی سیگنال سوار میشوند و عدد بیثبات میشود. قواعد:
برای آب شهری و یوتیلیتی فلومتر مغناطیسی روزمونت 8750W و Promag 10W، برای فرایند صنعتی Promag 50P، برای اندازهگیری آب در شبکههای توزیع فلومتر مغناطیسی ABB واترمستر و برای دبیهای کوچک و کاربردهای فشرده فلومتر مغناطیسی-القایی کوبولد EPS استفاده میشود.
| سیال | لاینینگ | الکترود |
|---|---|---|
| آب شهری و فاضلاب | لاستیک سخت | استیل ۳۱۶L |
| اسید و باز | PTFE یا PFA | هستلوی یا تانتالوم |
| آب دریا | PTFE یا لاستیک | تیتانیوم یا هستلوی |
| دوغاب معدنی | پلیاورتان | استیل یا هستلوی |
| مواد غذایی | PFA بهداشتی | استیل ۳۱۶L |
| سایش شدید و دمای بالا | سرامیک | پلاتین یا هستلوی |
هنگام سفارش، علاوه بر سایز و اتصال (به راهنمای اتصال فرایندی مراجعه کنید)، حتماً نوع سیال، دما، سرعت جریان و وجود ذرات ساینده را اعلام کنید. کارشناسان فن کنترل بر همین اساس ترکیب لاینینگ و الکترود مناسب را پیشنهاد میدهند.
© تمامی حقوق این مقاله متعلق به فن کنترل است؛ بازنشر تنها با ذکر منبع و درج لینک مستقیم مجاز است.
در دمای معمولی صنعت، انتخاب بین PT100 و ترموکوپل نوع K کار سختی نیست. اما وقتی وارد محدودهٔ کورهٔ ذوب، کورهٔ سیمان، شیشه و پتروشیمی میشوید — یعنی بالای هزار درجه — قواعد عوض میشود: سنسور خودش شروع به تغییر میکند و بخش بزرگی از خطا از محیط میآید، نه از الکترونیک.
مقایسهٔ کلی RTD و ترموکوپل را در این مقاله نوشتهایم.
ترموکوپل فلز نجیب نباید مستقیم در معرض گاز کوره باشد. آلودگی با بخار فلزات، گوگرد یا سیلیس، ترکیب سیم را تغییر میدهد و سنسور بیسروصدا دیکالیبره میشود. راهحل استاندارد، غلاف سرامیکی (آلومینای خلوص بالا) و گاهی ساختار دوجداره است. در دماهای متوسط، غلاف فلزی مانند اینکونل استفاده میشود. نکات کلی انتخاب غلاف و طول غوطهوری را در مقالهٔ ترموول آوردهایم و معیارهای انتخاب جنس را در این راهنما.
در کوره، نوک سنسور همزمان با گاز داغ در تماس است و به دیوارهٔ سردتر (یا داغتر) تابش میکند. نتیجه این است که سنسور به تعادلی بین این دو میرسد و عددی بین دمای گاز و دمای دیواره نشان میدهد. راهحلها: استفاده از سپر تابشی، افزایش سرعت گاز روی نوک سنسور، یا استفاده از سنسور مکشی در کاربردهای دقیق. این خطا در کورههای بزرگ میتواند دهها درجه باشد.
وقتی جسم متحرک است (مثل ورق نورد)، یا هیچ سنسوری دوام نمیآورد، پیرومتر مادون قرمز تابش سطح را میسنجد و دما را محاسبه میکند. کلید موفقیت در یک پارامتر است: ضریب گسیل (Emissivity). سطح صیقلی فلزی گسیل پایینی دارد و اگر ضریب اشتباه وارد شود، خطا میتواند صدها درجه باشد. نکات عملی:
ترموکوپل ولتاژی چند میلیولتی تولید میکند و کابل جبرانشدهٔ آن گران است. بهترین کار، تبدیل سیگنال در نزدیکترین نقطه به سنسور با یک ترانسمیتر است تا از آنجا به بعد سیگنال مقاوم ۴ تا ۲۰ میلیآمپر منتقل شود. ترانسمیترهایی مانند ترانسمیتر دما روزمونت 3144P انواع ترموکوپل فلز نجیب را پشتیبانی میکنند و قابلیت ورودی دوگانه دارند. برای مجموعههای استاندارد RTD هم ترمومتر مقاومتی اندرس هاوزر TR10 گزینهٔ متداولی است. انتخاب نوع نصب ترانسمیتر را در مقالهٔ ترانسمیتر دما و ملاحظات کابل و ارت را در مقالهٔ سیمکشی لوپ ببینید.
| کاربرد | پیشنهاد |
|---|---|
| بویلر و فرایند تا ۶۰۰ درجه | PT100 با ترموول مناسب |
| کوره عمومی تا ۱۲۰۰ درجه | ترموکوپل نوع K یا N |
| کوره ذوب و شیشه | نوع S یا R با غلاف سرامیکی |
| بالای ۱۶۰۰ درجه | نوع B |
| جسم متحرک یا غیرقابل تماس | پیرومتر مادون قرمز |
| نیاز به پایداری بلندمدت | نوع N بهجای K |
سنسورهای دمای بالا مصرفی هستند؛ بازه تعویض و صحهگذاری آنها را در برنامه نگهداری پیشگیرانه در نظر بگیرید. برای انتخاب نوع سنسور، غلاف و ترانسمیتر مناسب کورهٔ خود، با کارشناسان فن کنترل تماس بگیرید.
© تمامی حقوق این مقاله متعلق به فن کنترل است؛ بازنشر تنها با ذکر منبع و درج لینک مستقیم مجاز است.
کالیبراسیون یک رویداد نیست، یک برنامه است. دستگاهی که امروز درست میخواند، شش ماه بعد ممکن است بهآرامی دریفت کرده باشد بدون آنکه هیچ آلارمی بدهد. هدف نگهداری پیشگیرانه این است که این تغییر تدریجی را قبل از آنکه به محصول ضایع، توقف خط یا حادثه تبدیل شود، پیدا کنید.
«سالی یک بار» یک عادت است، نه یک روش. بازهٔ درست بر اساس چند عامل تعیین میشود:
مهمترین بخش هر گزارش کالیبراسیون، ثبت وضعیت پیش از تنظیم (As-Found) است. اگر تکنسین دستگاه را مستقیماً تنظیم کند و فقط وضعیت نهایی را ثبت کند، اطلاعات دریفت برای همیشه از دست میرود و شما هرگز نمیفهمید بازهٔ کالیبراسیون درست انتخاب شده یا نه. همچنین اگر As-Found خارج از تلورانس باشد، باید بررسی شود که محصول تولیدشده در آن بازه تحت تأثیر قرار گرفته است یا خیر.
دستگاه مرجع باید بهطور معمول دستکم چهار برابر دقیقتر از دستگاه تحت آزمون باشد. کالیبراتوری مانند کالیبراتور فشار فلوک 718 و کالیبراتور لوپ فلوک 715 برای همین کار طراحی شدهاند. فهرست کامل ابزار کارگاهی را در کیف ابزار تکنسین ابزار دقیق و روش عملی کالیبراسیون فشار را در این مقاله آوردهایم.
الکترود pH و ORP مصرفیاند: غشای شیشهای پیر میشود و محلول مرجع آلوده میشود. بازهٔ بازبینی معمولاً هفتگی تا ماهانه است و شامل تمیزکاری، بررسی شیب (Slope) و افست میشود. جزئیات در اندازهگیری pH صنعتی. سنسور هدایت الکتریکی هم به رسوب و پولاریزاسیون حساس است؛ به مقالهٔ EC مراجعه کنید. برای سیستمهای آب صنعتی، این پایش بخشی از برنامهٔ کنترل رسوب و خوردگی است.
معمولاً بازهٔ سالانه کافی است، مگر در سرویس سخت. برای فشار، بررسی صفر در شرایط بدون فشار سریعترین شاخص سلامت است. برای دما، تست مقایسهای در محل با یک مرجع قابل حمل انجام میشود. اگر ترانسمیتر HART دارد، تشخیص خطای داخلی و ساعت کارکرد را هم بخوانید؛ به مقالهٔ ترانسمیتر دما و ۴ تا ۲۰ میلیآمپر و HART مراجعه کنید.
فلومتر مغناطیسی و کوریولیس معمولاً با تست صفر و بررسی سلامت سیمپیچ و الکترود صحهگذاری میشوند. برای روتامتر و توربین، بازرسی چشمی و بررسی گرفتگی مهمتر از کالیبراسیون است. در سطحسنجهای راداری و اولتراسونیک، بررسی اکوی کاذب و تمیزی آنتن در برنامه قرار میگیرد.
شیر کنترل بیشترین قطعهٔ متحرک را دارد و بنابراین بیشترین نیاز به سرویس. موارد دورهای: بررسی نشتی پکینگ، تست استروک، بررسی هیسترزیس و کیفیت هوای ابزار دقیق. برای شیرهای ایمنی که سالها حرکت نمیکنند، تست جزئی حرکت (Partial Stroke) راهی برای اطمینان از گیر نکردن است. به مقالهٔ پوزیشنر و شیر کنترل و محاسبه Cv مراجعه کنید.
یک پرشر سوئیچ حفاظتی ممکن است سالها هرگز عمل نکند؛ تنها راه اطمینان، تست دورهای عملکرد است. نقطهٔ عملکرد را با تزریق واقعی بررسی کنید و نتیجه را ثبت کنید. روش تست حلقه در مقالهٔ لوپ چک و راهاندازی و ملاحظات انتخاب در مقالهٔ پرشر سوئیچ آمده است.
| تجهیز | بازهٔ متداول | کار اصلی |
|---|---|---|
| الکترود pH و ORP | هفتگی تا ماهانه | تمیزکاری و کالیبراسیون دونقطهای |
| سنسور هدایت الکتریکی | ماهانه | تمیزکاری و بررسی ثابت سل |
| ترانسمیتر فشار | سالانه | بررسی صفر و پنجنقطهای |
| ترانسمیتر دما | سالانه | تست مقایسهای و بررسی سنسور |
| فلومتر | سالانه | تست صفر و صحهگذاری |
| شیر کنترل | فصلی تا سالانه | استروک، پکینگ، هوای ابزار |
| سوئیچ ایمنی | فصلی تا سالانه | تست نقطهٔ عملکرد |
برای تدوین برنامهٔ نگهداری و تأمین قطعات یدکی و کالیبراتور، با کارشناسان فن کنترل تماس بگیرید.
© تمامی حقوق این مقاله متعلق به فن کنترل است؛ بازنشر تنها با ذکر منبع و درج لینک مستقیم مجاز است.
در تصفیهخانههای آب و فاضلاب، شبکههای آبیاری، خروجی پساب صنعتی و کانالهای انتقال، آب در لولهٔ پر جریان ندارد؛ در یک کانال باز با سطح آزاد حرکت میکند. اینجا فلومترهای معمولی کار نمیکنند و روش اندازهگیری کاملاً متفاوت است.
ایدهٔ اصلی ساده است: یک سازهٔ اندازهگیری استاندارد (سرریز یا فلوم) در مسیر جریان قرار میدهیم که هندسهٔ آن دقیقاً مشخص است. در چنین سازهای، بین ارتفاع آب در یک نقطهٔ معین و دبی عبوری یک رابطهٔ ریاضی ثابت برقرار است:
Q = K × Hn
که H ارتفاع آب نسبت به نقطهٔ مرجع سازه است و K و n به نوع و ابعاد سازه بستگی دارند. بنابراین کاری که سنسور انجام میدهد فقط اندازهگیری سطح است؛ تبدیل به دبی را ترانسمیتر یا PLC با منحنی سازه انجام میدهد.
ضعف مشترک سرریزها: پشت آنها رسوب و مواد معلق تهنشین میشود و بهمرور رابطهٔ ارتفاع و دبی را به هم میزند؛ پس در فاضلاب خام باید مرتب تمیز شوند.
فلوم یک تنگشدگی کنترلشده در کانال است. آب با عبور از گلوگاه شتاب میگیرد و رابطهٔ ارتفاع و دبی برقرار میشود. مهمترین مزیت فلوم نسبت به سرریز، خودشوینده بودن و افت ارتفاع کمتر است — دقیقاً به همین دلیل در فاضلاب و پساب صنعتی ترجیح داده میشود.
اگر امکان دارد جریان را به یک لولهٔ پر منتقل کنید، اندازهگیری بسیار سادهتر و دقیقتر میشود. در آن حالت فلومتر مغناطیسی برای فاضلاب و آب رسانا بهترین گزینه است و فلومتر اولتراسونیک کلمپآن برای نصب بدون قطع خط. کانال باز وقتی انتخاب میشود که تغییر مسیر ممکن یا اقتصادی نباشد.
| شرایط | پیشنهاد |
|---|---|
| دبی کم و آب نسبتاً تمیز | سرریز مثلثی + اولتراسونیک |
| فاضلاب خام با مواد معلق | فلوم پارشال + اولتراسونیک یا رادار |
| کانال روباز با باد و آفتاب | رادار |
| کف و بخار زیاد | هیدرواستاتیک یا حبابساز |
| امکان انتقال به لوله پر | فلومتر مغناطیسی |
برای انتخاب سازه و سنسور مناسب کانال خود، ابعاد کانال، محدودهٔ دبی و نوع سیال را برای کارشناسان فن کنترل بفرستید.
© تمامی حقوق این مقاله متعلق به فن کنترل است؛ بازنشر تنها با ذکر منبع و درج لینک مستقیم مجاز است.
وقتی دو ترانسمیتر فشار با رنج و دقت یکسان قیمتهای خیلی متفاوتی دارند، تفاوت معمولاً در جایی است که دیده نمیشود: قسمت در تماس با سیال. انتخاب بین المان سرامیکی، المان فلزی و سیل دیافراگمی، بیش از عدد دقت روی عمر دستگاه در فرایند شما اثر میگذارد.
در این نوع، خود دیافراگم از سرامیک (اکسید آلومینیوم) ساخته میشود و تغییر ظرفیت خازنی ناشی از خمش آن اندازهگیری میشود. مهمترین ویژگیاش خشک بودن است؛ یعنی هیچ روغن پرکنندهای بین سیال و سنسور وجود ندارد. مزایا:
نمونهها: سنسور فشار با المان سرامیکی کوبولد SEN-96 و خانوادهٔ ترانسمیتر فشار اندرس هاوزر Cerabar PMC51 و Cerabar S PMC71. محدودیت این خانواده حساسیت بیشتر به شوک حرارتی ناگهانی و محدودیت در فشارهای خیلی بالاست.
در این ساختار، یک دیافراگم نازک استیل با سیال در تماس است و فشار از طریق روغن پرکننده به سنسور منتقل میشود. مزیت اصلی، دقت و پایداری بلندمدت و امکان ساخت در رنجهای فشار بسیار بالاست. نمونهها: ترانسمیتر فشار اندرس هاوزر Cerabar S PMP71 و ترانسمیتر فشار کوبولد PAS. نقطهضعف: دیافراگم نازک استیل در برابر ذرات ساینده آسیبپذیرتر است و در سیالهای خورنده باید جنس مناسب انتخاب شود؛ معیارهای انتخاب جنس را در این راهنما آوردهایم.
گاهی مشکل خود سنسور نیست؛ مسیر رسیدن فشار به سنسور است. اگر سیال داغ، لزج، رسوبگذار یا کریستالیزهشونده باشد، لولهٔ ایمپالس میگیرد و عدد ثابت میماند — خطایی که تشخیصش سخت است چون دستگاه سالم به نظر میرسد. راهحل، سیل دیافراگمی است: یک دیافراگم در محل اتصال به فرایند نصب میشود و فشار از طریق روغن پرکننده و لولهٔ مویی به ترانسمیتر میرسد. نمونه: ترانسمیتر فشار با سیل دیافراگمی کوبولد PAS-N.
برای نمایش محلی روی سیالهای چسبنده یا رسوبگذار، نیازی به ترانسمیتر نیست؛ گیج با المان دیافراگمی مانند گیج فشار دیافراگمی کوبولد MAN-P سطح تماس بزرگتری دارد و راحتتر تمیز میشود. مقایسهٔ نمایش مکانیکی و دیجیتال را در فشارسنج دیجیتال یا گیج عقربهای؟ ببینید و اصول انتخاب رنج و اتصال را در راهنمای گیج فشار.
| سیال و شرایط | انتخاب پیشنهادی |
|---|---|
| آب و سیال تمیز | المان فلزی استاندارد |
| دوغاب، لجن، سیال ساینده | المان سرامیکی |
| سیال داغ بالای حد مجاز دستگاه | سیل دیافراگمی با کاپیلاری |
| سیال کریستالیزهشونده یا لزج | سیل دیافراگمی همسطح (Flush) |
| صنایع غذایی و دارویی | سیل بهداشتی با اتصال تریکلمپ |
| فشار بسیار بالا | المان فلزی تینفیلم |
نوع اتصال فرایندی هم بخشی از همین تصمیم است؛ راهنمای آن در مقالهٔ اتصال فرایندی و انتخاب کلی ترانسمیتر در راهنمای انتخاب ترانسمیتر فشار آمده است. برای انتخاب المان و سیل مناسب سیال خود، مشخصات فرایند را برای کارشناسان فن کنترل بفرستید.
© تمامی حقوق این مقاله متعلق به فن کنترل است؛ بازنشر تنها با ذکر منبع و درج لینک مستقیم مجاز است.
خیلی از پروژهها در روز راهاندازی به مشکل میخورند، در حالی که همهٔ تجهیزات سالماند. علت معمولاً یک چیز است: حلقه بهصورت کامل تست نشده. لوپ چک یعنی دنبال کردن سیگنال از خود دستگاه فیلد تا صفحهٔ اپراتور و مطمئن شدن از اینکه هر تگ به جای درست وصل شده، مقیاس درست است و آلارمها عمل میکنند.
روش استاندارد این است که دستگاه فیلد را از حلقه جدا کنید و با کالیبراتور، جریان متناظر با پنج نقطهٔ ۰، ۲۵، ۵۰، ۷۵ و ۱۰۰ درصد را تزریق کنید؛ سپس همان لحظه عدد نمایشدادهشده در سیستم کنترل را ثبت کنید. سه چیز همزمان بررسی میشود:
در مرحلهٔ بعد، سیگنال را از خود دستگاه تولید کنید (مثلاً فشار واقعی به ترانسمیتر بدهید) تا کل زنجیره از سنسور تا نمایش تأیید شود. تجهیزات لازم را در کیف ابزار تکنسین ابزار دقیق فهرست کردهایم و روش کالیبراسیون را در کالیبراسیون ترانسمیتر فشار با فلوک 718. مبانی سیگنال هم در مقالهٔ ۴ تا ۲۰ میلیآمپر و HART آمده است.
| مدرک | کاربرد |
|---|---|
| لیست تگ و نقشه فرایندی بهروز | مرجع همهٔ تستها |
| برگهٔ لوپ چک امضاشده | سند تحویل هر حلقه |
| گواهی کالیبراسیون | مبنای بازرسی و ممیزی |
| دیتاشیت و کد سفارش | خرید قطعهٔ یدکی در آینده |
| نقشهٔ سیمکشی اصلاحشده | عیبیابی سریع بعدی |
| لیست تنظیمات و ستپوینتها | بازیابی پس از تعویض دستگاه |
لوپ چک منظم، هزینهای است که یک بار پرداخت میشود و بارها صرفهجویی میکند. اگر در مرحلهٔ خرید هستید، چکلیست استعلام و خرید ابزار دقیق کمک میکند از ابتدا تجهیز درست انتخاب شود. برای مشاوره در انتخاب و راهاندازی، با کارشناسان فن کنترل تماس بگیرید.
© تمامی حقوق این مقاله متعلق به فن کنترل است؛ بازنشر تنها با ذکر منبع و درج لینک مستقیم مجاز است.
شیر کنترل، دست اجرایی حلقهٔ کنترل است. سنسور و کنترلر هرقدر هم دقیق باشند، اگر شیر بد انتخاب شده باشد فرایند پایدار نمیشود. جالب اینکه رایجترین اشتباه، انتخاب شیر بزرگتر از نیاز است — کاری که در ظاهر محافظهکارانه به نظر میرسد اما در عمل کنترل را خراب میکند.
ظرفیت عبور شیر با ضریب Cv بیان میشود: مقدار آبی که در اختلاف فشار مشخص از شیر کاملاً باز عبور میکند. رابطهٔ سادهٔ آن برای مایعات:
Cv = Q × √(SG ÷ ΔP)
که در آن Q دبی، SG وزن مخصوص نسبی و ΔP افت فشار روی شیر است. معادل متریک آن Kv نام دارد و تقریباً Cv برابر ۱٫۱۶ برابر Kv است. نکتهٔ کلیدی این است که افت فشار روی شیر هدررفت نیست، ابزار کنترل است؛ شیر با ایجاد افت فشار، دبی را تنظیم میکند.
اگر Cv شیر چند برابر نیاز باشد، شیر همیشه در ۱۰ تا ۲۰ درصد ابتدای کورس کار میکند. نتیجه:
قاعدهٔ عملی: شیر باید در دبی نرمال حدود ۵۰ تا ۷۰ درصد بازشدگی کار کند و در حداکثر دبی هم کاملاً باز نشود. تقریباً همیشه شیر کنترل یک یا دو سایز کوچکتر از لولهٔ خط انتخاب میشود.
سهم افت فشار شیر از کل افت فشار مدار را اتوریتی میگویند. اگر این نسبت خیلی کم باشد (مثلاً زیر ۰٫۲۵)، مشخصهٔ مؤثر شیر تخت میشود و شیر عملاً فقط در بخش کوچکی از کورس کنترل میکند. پس در طراحی باید سهمی معقول از افت فشار برای شیر کنار گذاشت.
در گلوگاه شیر، سرعت زیاد و فشار موضعی کم میشود. اگر فشار به زیر فشار بخار سیال برسد، حباب بخار تشکیل میشود و سپس با بازیابی فشار در پاییندست با شدت میترکد. این پدیده صدای شنریزه میدهد، تریم و بدنه را میخورد و میتواند در چند ماه شیر را از کار بیندازد. اگر فشار پاییندست هم زیر فشار بخار بماند، حباب باقی میماند و پدیده به فلاشینگ تبدیل میشود.
راهحلها: تقسیم افت فشار در چند مرحله با تریم چندمرحلهای، نصب شیر در نقطهای با فشار استاتیک بالاتر، یا استفاده از جنسهای سختتر برای تریم. راهنمای انتخاب جنس در این مقاله آمده است.
اکچویتور پنوماتیک دیافراگمی رایجترین گزینه است. مهمترین تصمیم طراحی، حالت ایمن هنگام قطع هوا است: شیر باید بسته شود یا باز بماند؟ پاسخ از تحلیل ایمنی فرایند میآید، نه از عادت. در خط سوخت مشعل معمولاً بستهشدن و در خط خنککاری معمولاً بازماندن ایمنتر است.
کیفیت هوای ابزار دقیق مستقیماً روی عمر اکچویتور و پوزیشنر اثر دارد؛ استفاده از فیلتر رگلاتور مانند فیلتر رگلاتور هوا SMC IW215-02 یک الزام است نه لوکس. برای فرمان هوا هم از شیر برقی استفاده میشود؛ جزئیات در مقالهٔ شیر برقی.
پوزیشنر موقعیت واقعی ساقه را با فرمان مقایسه میکند و اصطکاک پکینگ، نیروی سیال و هیسترزیس را جبران میکند. در شیرهای کنترل پیوسته، نصب پوزیشنر تقریباً همیشه توجیه دارد. نمونهٔ متداول پوزیشنر ولو زیمنس است و جزئیات تنظیم را در مقالهٔ پوزیشنر ولو نوشتهایم. ملاحظات سیگنال در مقالهٔ ۴ تا ۲۰ میلیآمپر و HART آمده است.
| پارامتر | چرا لازم است |
|---|---|
| دبی حداقل، نرمال و حداکثر | تعیین Cv و رنجپذیری |
| فشار ورودی و خروجی در هر سه حالت | محاسبه افت فشار و بررسی کاویتاسیون |
| دما و فشار بخار سیال | ریسک کاویتاسیون و انتخاب جنس |
| چگالی و ویسکوزیته | تصحیح محاسبه |
| قطر و کلاس لوله | انتخاب اتصال؛ راهنمای اتصال فرایندی |
| حالت ایمن موردنیاز | انتخاب اکچویتور |
اگر برای اندازهگیری دبی همین خط هم تجهیز لازم دارید، راهنمای انتخاب فلومتر و اندازهگیری دبی با اختلاف فشار را ببینید. برای سایزینگ و انتخاب شیر کنترل، شرایط فرایند خود را برای کارشناسان فن کنترل بفرستید.
© تمامی حقوق این مقاله متعلق به فن کنترل است؛ بازنشر تنها با ذکر منبع و درج لینک مستقیم مجاز است.