فرایند تولید در ساخت مواد ساینده و فوق ساینده، نیازمند دوز دقیقی از رزین های با ویسکوزیته بالا (مثلا درحد 1500 cP) میباشد. این تصویر یک اسکید دوزینگ را برای چنین کاربردی نشان میدهد. هر اسکید شامل اجزای زیر است: (هرمورد با عدد مربوطه درشکل مشخص شده است)

1) مخزن اصلی
2)مخزن ثانویه با زنگ هشداردهنده برای موقعی که محتوی مخزن
کم میشود،که همیشه محصول به میزان کافی و نیز عدم وجود هوا
در مدار را تضمین میکند
3) شیر دستی برای بستن مدار
4) پمپ پریستالتیک (پمپ غلطکی)
5) فلومتر چرخ دنده ای
6) سوئیچ فشار (جهت اطمینان در برابر فشار بالا)
7) شیر سه راهه (برای حالت دستی یا اتوماتیک عملیات)
8) لوله های خروجی برای جمع آوری دستی محصول

کار دستگاه:
در ویسکوزیته های بالاتر و بسته به نوسانات دما، پمپ پریستالتیک (پمپ جابجایی مثبت که شامل لوله انعطاف پذیر و غلتک می باشد که سیال را از یک طرف لوله به طرف دیگر آن انتقال میدهد) قادر به انتقال سیال به طور کامل نمیباشد. این به این معنی است که بخشی از سیال برمیگردد که در نتیجه منجر به خطا در میزان فلوی نمایشی میشود. علاوه بر این، فشارعملیاتی که توسط پمپ پریستالتیک بجهت سایز کوچک آن ایجاد میگردد، بسیار کم می باشد.
راه حل:
ما می توانیم فلومتر چرخ دنده ای مدل DON با برش ویژه ای در روتورهای آن را ارائه دهیم که قادر خواهد بود افت فشار تا 50٪ را کاهش دهد.
با انتخاب خروجی پالس دوگانه که به صورت اختیاری موجود میباشد، دو خروجی پالس "A" و "B" را فراهم می کند، به طوری که می توان میزان فلوی خالص یعنی تفاضل A و B یعنی "A-B" را به درستی توسط PLC محاسبه نمود. فلوی خالص را نیز می توان با استفاده از نمایشگر الکترونیکی مدلZOK- Z3 با استفاده از یک تبادلگر پالس هم محاسبه کرد . با استفاده از این ویژگیها، میتوانیم تمامی مشکلات مربوط به این کاربرد را حل کنیم و فرایند دوزینگ را برای رزین ها به خوبی انجام دهیم که باعث بهبود تکرارپذیری و کیفیت تمام شده ساینده ها میشود.

فلومترهای چرخ دنده ای مدل DON ، برای اندازه گیری میزان مصرف سوخت در موتورهای دیزلی با استفاده از دو ورودی فلو و تنظیم "A-B" (تفاضل میزان فلوی ورودی به موتور دیزل یعنی "A” و میزان فلوی برگشتی از موتور دیزل یعنی "B”) مورد استفاده قرار میگیرد. برای این منظور، یک جفت فلومترمدلDON با یک عدد نمایشگر دیجیتالی مدل ZOK-Z3 استفاده می گردد تا میزان خالص مصرف سوخت را نشان دهد. کاربرد این سیستم برای فراساحل هم میباشد، چراکه این سیستم اندازه گیری میزان مصرف سوخت، به طور موثری در موتورهای دیزلی کشتی ها و شناورهای کوچک نیز به اجرا درآمده است. مثلا در یک مورد، یک جفت فلومتر از جنس استنلس استیل ( مدلDON-215 برای فلوی تا 550 لیتر در ساعت برای هر فلومتر) و یک عدد نمایشگر دیجیتالی مدل ZOK-Z3 را برای هر موتور استفاده کردیم.
از آنجا که وجود فلومتر یا فیلتر(استرینر)
در خط اصلی ممکن است اختلاف فشار
بالایی را ایجاد کند که منجر به کاهش
سوخت رسانی به موتورگردد، لذا یک
شیر تخلیه فشار در لوله "بای پس
" (لوله ی کنار گذر) برای جلوگیری از
این امر استفاده می گردد. فشار ورودی
بالا، شیر تخلیه فشار را باز می کند و
این اطمینان را ایجاد می کند که یک
میزان ثابتی از سوخت وارد موتور دیزل شود. در برخی موارد،انتخاب گزینه "خروجی پالس" ممکن است به مشتری نیز پیشنهاد گردد.با نصب این سیستم، دریانوردان و ماهیگیران در حال حاضر قادر به نظارت بر میزان مصرف واقعی سوخت خود در هر لحظه هستند و طبق آن، سرعت کشتی را بهینه می کنند. به طور کلی، بازگشت سرمایه ظرف یک ماه امکانپذیر است.
مهندس ارشد ابزاردقیق سعید اشرف
author : Saeed Ashraf
کالیبراسیون یک رویداد نیست، یک برنامه است. دستگاهی که امروز درست میخواند، شش ماه بعد ممکن است بهآرامی دریفت کرده باشد بدون آنکه هیچ آلارمی بدهد. هدف نگهداری پیشگیرانه این است که این تغییر تدریجی را قبل از آنکه به محصول ضایع، توقف خط یا حادثه تبدیل شود، پیدا کنید.
«سالی یک بار» یک عادت است، نه یک روش. بازهٔ درست بر اساس چند عامل تعیین میشود:
مهمترین بخش هر گزارش کالیبراسیون، ثبت وضعیت پیش از تنظیم (As-Found) است. اگر تکنسین دستگاه را مستقیماً تنظیم کند و فقط وضعیت نهایی را ثبت کند، اطلاعات دریفت برای همیشه از دست میرود و شما هرگز نمیفهمید بازهٔ کالیبراسیون درست انتخاب شده یا نه. همچنین اگر As-Found خارج از تلورانس باشد، باید بررسی شود که محصول تولیدشده در آن بازه تحت تأثیر قرار گرفته است یا خیر.
دستگاه مرجع باید بهطور معمول دستکم چهار برابر دقیقتر از دستگاه تحت آزمون باشد. کالیبراتوری مانند کالیبراتور فشار فلوک 718 و کالیبراتور لوپ فلوک 715 برای همین کار طراحی شدهاند. فهرست کامل ابزار کارگاهی را در کیف ابزار تکنسین ابزار دقیق و روش عملی کالیبراسیون فشار را در این مقاله آوردهایم.
الکترود pH و ORP مصرفیاند: غشای شیشهای پیر میشود و محلول مرجع آلوده میشود. بازهٔ بازبینی معمولاً هفتگی تا ماهانه است و شامل تمیزکاری، بررسی شیب (Slope) و افست میشود. جزئیات در اندازهگیری pH صنعتی. سنسور هدایت الکتریکی هم به رسوب و پولاریزاسیون حساس است؛ به مقالهٔ EC مراجعه کنید. برای سیستمهای آب صنعتی، این پایش بخشی از برنامهٔ کنترل رسوب و خوردگی است.
معمولاً بازهٔ سالانه کافی است، مگر در سرویس سخت. برای فشار، بررسی صفر در شرایط بدون فشار سریعترین شاخص سلامت است. برای دما، تست مقایسهای در محل با یک مرجع قابل حمل انجام میشود. اگر ترانسمیتر HART دارد، تشخیص خطای داخلی و ساعت کارکرد را هم بخوانید؛ به مقالهٔ ترانسمیتر دما و ۴ تا ۲۰ میلیآمپر و HART مراجعه کنید.
فلومتر مغناطیسی و کوریولیس معمولاً با تست صفر و بررسی سلامت سیمپیچ و الکترود صحهگذاری میشوند. برای روتامتر و توربین، بازرسی چشمی و بررسی گرفتگی مهمتر از کالیبراسیون است. در سطحسنجهای راداری و اولتراسونیک، بررسی اکوی کاذب و تمیزی آنتن در برنامه قرار میگیرد.
شیر کنترل بیشترین قطعهٔ متحرک را دارد و بنابراین بیشترین نیاز به سرویس. موارد دورهای: بررسی نشتی پکینگ، تست استروک، بررسی هیسترزیس و کیفیت هوای ابزار دقیق. برای شیرهای ایمنی که سالها حرکت نمیکنند، تست جزئی حرکت (Partial Stroke) راهی برای اطمینان از گیر نکردن است. به مقالهٔ پوزیشنر و شیر کنترل و محاسبه Cv مراجعه کنید.
یک پرشر سوئیچ حفاظتی ممکن است سالها هرگز عمل نکند؛ تنها راه اطمینان، تست دورهای عملکرد است. نقطهٔ عملکرد را با تزریق واقعی بررسی کنید و نتیجه را ثبت کنید. روش تست حلقه در مقالهٔ لوپ چک و راهاندازی و ملاحظات انتخاب در مقالهٔ پرشر سوئیچ آمده است.
| تجهیز | بازهٔ متداول | کار اصلی |
|---|---|---|
| الکترود pH و ORP | هفتگی تا ماهانه | تمیزکاری و کالیبراسیون دونقطهای |
| سنسور هدایت الکتریکی | ماهانه | تمیزکاری و بررسی ثابت سل |
| ترانسمیتر فشار | سالانه | بررسی صفر و پنجنقطهای |
| ترانسمیتر دما | سالانه | تست مقایسهای و بررسی سنسور |
| فلومتر | سالانه | تست صفر و صحهگذاری |
| شیر کنترل | فصلی تا سالانه | استروک، پکینگ، هوای ابزار |
| سوئیچ ایمنی | فصلی تا سالانه | تست نقطهٔ عملکرد |
برای تدوین برنامهٔ نگهداری و تأمین قطعات یدکی و کالیبراتور، با کارشناسان فن کنترل تماس بگیرید.
اندازهگیری چند لیتر در ساعت، سختتر از اندازهگیری چند صد متر مکعب در ساعت است. در دبیهای خیلی کم، جریان آرام میشود، اثر ویسکوزیته غالب میشود و کوچکترین ذرهٔ معلق میتواند مسیر را ببندد. با این حال دقیقاً در همین محدوده است که خطا گران تمام میشود: تزریق مواد شیمیایی، خنککاری مکانیکال سیل پمپ، نمونهگیری آنالایزر، گاز پرژ و روانکاری، همگی دبی کم اما بحرانی دارند.
سادهترین و پرکاربردترین راه: بدون برق، با نمایش مستقیم و قیمت مناسب. نسخههای شیشهای و پلاستیکی برای دبیهای بسیار پایین ساخته میشوند؛ مانند روتامتر حجم کم کوبولد KDF/KDG-9 و روتامتر حجم کم کوبولد KDF/KDG-2. اگر به مقاومت مکانیکی و فشار بالاتر نیاز دارید، نسخهٔ تمام فلزی با سوئیچ حد مانند روتامتر تمام فلزی حجم کم کوبولد KDS گزینهٔ بهتری است. برای سیالهای خورنده و نمایش شفاف هم روتامتر مخروط شیشهای کوبولد URK استفاده میشود. اصول انتخاب این خانواده در راهنمای انتخاب روتامتر آمده است.
نکتهٔ نصب: روتامتر باید کاملاً عمودی و با جریان از پایین به بالا نصب شود. کوچکترین انحراف از شاقول، در دبیهای کم خطای محسوس ایجاد میکند.
وقتی به سیگنال الکتریکی و دقت بهتر نیاز دارید، توربینهای کوچک مانند فلومتر توربینی حجم کم کوبولد PEL-L پالس خروجی میدهند و برای توتالایز کردن (مجموع حجم تزریقشده) عالیاند. در عوض به سیال تمیز نیاز دارند و نسبت به ویسکوزیته حساساند؛ نصب فیلتر قبل از آنها عملاً اجباری است. مقایسهٔ توربین و جابهجایی مثبت را در فلومتر توربینی و دندهای ببینید.
برای سیالهای لزج مانند روغن، رزین و شربت، فلومتر دندهای بهترین جواب را میدهد؛ چون برخلاف توربین، ویسکوزیتهٔ بالا به آن کمک میکند نه اینکه خطا بسازد.
گرانترین اما بیرقیبترین گزینه در دقت: مستقل از ویسکوزیته، چگالی و پروفیل جریان، و با خروجی جرمی. برای تزریق مواد گرانقیمت یا فرمولاسیون حساس، هزینهاش توجیه دارد. به مقالهٔ کوریولیس مراجعه کنید.
در خنککاری سیل پمپ یا خط روانکاری، اغلب نیازی به عدد نیست؛ کافی است قطع جریان تشخیص داده شود. فلوسوئیچ کالریمتری برای دبیهای بسیار کم مناسب است و چون قطعهٔ متحرک ندارد، گیر نمیکند. جزئیات در فلومتر جرمی حرارتی و فلوسوئیچ کالریمتری و برای دبیهای بزرگتر فلوسوئیچ پدلی.
اگر خروجی پمپ دیافراگمی را مستقیم به فلومتر بدهید، عدد بالا و پایین میپرد و در بدترین حالت، توربین در هر ضربه شتاب میگیرد و بیششماری میکند. سه راهحل:
کاربرد این مسیر در تزریق ضدرسوب و بیوساید را در کنترل رسوب و خوردگی در آب صنعتی توضیح دادهایم.
| شرایط | گزینهٔ پیشنهادی |
|---|---|
| نمایش محلی، بودجهٔ محدود | روتامتر حجم کم |
| نیاز به سیگنال و توتالایزر | توربین حجم کم |
| سیال لزج | فلومتر دندهای (اوال گیر) |
| دقت بالا و سیال متغیر | کوریولیس |
| فقط تشخیص قطع جریان | فلوسوئیچ کالریمتری |
| گاز با دبی کم | روتامتر گاز یا جرمی حرارتی |
برای انتخاب مدل مناسب، دبی حداقل و حداکثر، ویسکوزیته در دمای کاری، فشار خط و نوع سیال را برای کارشناسان فن کنترل بفرستید.
سطحسنجی مایعات نسبتاً حلشده است، اما سیلوی سیمان، آرد، پلیمر، دانه یا خاک معدنی داستان دیگری دارد. در مواد جامد، «سطح» یک صفحهٔ افقی نیست: هنگام پرکردن مخروط تشکیل میشود و هنگام تخلیه قیف. اگر سنسور را در نقطهٔ اشتباه بگذارید، عددی میگیرید که با موجودی واقعی سیلو تفاوت زیادی دارد.
در بسیاری از سیلوها اصلاً نیازی به اندازهگیری پیوسته نیست؛ فقط باید بدانیم پر شده یا خالی. سوئیچ لرزشی (چنگالی یا میلهای) وقتی ماده اطراف چنگال را بگیرد، فرکانس ارتعاش تغییر میکند و کنتاکت عمل میکند. مدلهای ویژهٔ جامدات مانند لول سوئیچ لرزشی اندرس هاوزر Soliphant برای همین کاربرد ساخته شدهاند و نسبت به چسبندگی و غبار مقاوماند. کاربردهای معمول:
مقایسهٔ خانوادههای سوئیچ سطح را در مقالهٔ لول سوئیچ آوردهایم.
برای موجودیگیری و برنامهریزی تولید به عدد پیوسته نیاز دارید. امروز رادار غیرتماسی با فرکانس بالا استاندارد عملی سیلوهای جامد است: زاویهٔ پرتو باریکتر، تمرکز بهتر روی سطح و مصونیت بیشتر نسبت به غبار و بخار. برای دیوارهٔ پر از سازه و نردبان داخلی، پرتوی باریک تفاوت را میسازد. اصول کار، نصب و تنظیم آن را در مقالهٔ رادار سطحسنج توضیح دادهایم؛ نمونههایی مانند لول ترانسمیتر راداری وگا VEGAPULS و لول ترانسمیتر راداری اندرس هاوزر Micropilot در این دسته قرار میگیرند.
در سیلوهای کوتاه، مواد درشتدانه و بدون غبار شدید، اولتراسونیک هنوز گزینهٔ اقتصادی است؛ اما در پرکردن پنوماتیک سیمان یا آرد، سیگنال در غبار گم میشود. محدودیتهای این روش در مقالهٔ سطحسنج اولتراسونیک آمده است. نمونههای صنعتی مانند سطحسنج اولتراسونیک کوبولد NUS برای کاربردهای سبکتر مناسباند.
رادار هدایتشده با پروب طنابی هم در جامدات استفاده میشود، اما باید به نیروی کششی وارد بر پروب توجه کرد؛ در سیلوی بلند و مادهٔ سنگین، این نیرو میتواند چند تن باشد و نقطهٔ اتصال سقف باید برای آن محاسبه شود. روش وزنی (لودسل زیر پایههای سیلو) هم یک جایگزین کاملاً متفاوت است که بهجای سطح، جرم را میدهد و مستقل از شکل توده است؛ جزئیات آن در مقالهٔ لودسل و توزین صنعتی آمده است.
| شرایط | گزینهٔ پیشنهادی |
|---|---|
| فقط آلارم پر و خالی | سوئیچ لرزشی جامدات |
| سیلوی بلند با غبار زیاد | رادار فرکانس بالا |
| سیلوی کوتاه، مواد درشت | اولتراسونیک |
| نیاز به موجودی وزنی دقیق | لودسل زیر سیلو |
| مواد چسبنده و مرطوب | رادار با پرتو باریک و پرج هوا |
برای انتخاب روش مناسب سیلوی خود، ارتفاع و قطر سیلو، نوع و دانهبندی ماده، روش پرکردن و نیاز به دقت را برای کارشناسان فن کنترل بفرستید.
در یک مخزن باز، سطح مایع مستقیماً با فشار هیدرواستاتیک کف مخزن رابطه دارد و کار ساده است. اما بهمحض اینکه مخزن بسته و تحت فشار شود، فشار فاز بخار روی سطح مایع مینشیند و هر ترانسمیتر فشار سادهای را فریب میدهد: با بالا رفتن فشار مخزن، عدد سطح هم بالا میرود در حالی که مایع تکان نخورده است. راهحل استاندارد، ترانسمیتر اختلاف فشار است.
سمت پرفشار (H) به پایین مخزن و سمت کمفشار (L) به فضای بخار وصل میشود. چون فشار فاز بخار روی هر دو سمت اثر میگذارد، در تفاضل حذف میشود و آنچه میماند فقط ستون مایع است:
ΔP = ρ × g × h
برای آب (چگالی ۱۰۰۰ کیلوگرم بر متر مکعب) هر متر ارتفاع تقریباً ۹۸ میلیبار فشار میدهد. اگر چگالی سیال شما ۰٫۸۵ باشد، همان یک متر فقط حدود ۸۳ میلیبار میشود؛ پس چگالی در دمای کاری بخشی از محاسبهٔ رنج است، نه یک عدد جانبی.
وقتی فاز بالای مخزن گاز خشک و غیرقابل تقطیر است، لولهٔ سمت L خالی میماند. سادهترین حالت است، اما اگر بخار بهمرور در آن لوله کندانس شود، یک ستون مایع ناخواسته ایجاد میکند و عدد سطح را بهآرامی جابهجا میکند — یکی از شایعترین دلایل «سطح بیدلیل کم شد».
در سرویسهای بخار و سیالهای قابل تقطیر، لولهٔ سمت L را عمداً با یک سیال پرکننده پر میکنند و یک محفظهٔ کندانس بالای آن میگذارند تا همیشه پر بماند. حالا سمت L یک فشار ثابت و معلوم دارد که باید از رنج کم شود.
فرض کنید ارتفاع کاری مخزن ۳ متر آب است و ترانسمیتر ۰٫۵ متر پایینتر از شیر پایینی نصب شده است:
اگر این محاسبه انجام نشود، ترانسمیتر درست کار میکند اما عدد سطح از همان روز اول اشتباه است — خطایی که معمولاً به گردن دستگاه میافتد.
وقتی سیال داغ، لزج، رسوبگذار، خورنده یا بهداشتی است، نمیتوان اجازه داد وارد لولههای ایمپالس شود. در این حالت از دیافراگم سیل با لولهٔ مویی (کاپیلاری) پرشده از روغن استفاده میشود. نکات مهم:
برای باز و بسته کردن ایمن از مانیفولد ۳ یا ۵ راهه استفاده کنید. قانون طلایی: هنگام راهاندازی، ابتدا شیر تعادل (Equalize) را باز کنید، سپس شیرهای فرایندی را باز کنید و در آخر شیر تعادل را ببندید. اگر یک سمت را زودتر باز کنید، کل فشار استاتیک خط روی یک طرف دیافراگم میافتد و ممکن است سلول را دائمی خراب کند. پس از نصب، در شرایط برابر، صفر را ترمیم کنید. روش عملی کالیبراسیون و تجهیزات لازم در کالیبراسیون ترانسمیتر فشار با فلوک 718 و کیف ابزار تکنسین ابزار دقیق آمده است.
ترانسمیترهای متداول این کاربرد در ایران عبارتاند از ترانسمیتر اختلاف فشار یوکوگاوا EJA110A، ترانسمیتر اختلاف فشار روزمونت 3051CD2 و ترانسمیتر اختلاف فشار اندرس هاوزر Deltabar. اگر مخزن باز است و نیازی به سمت L ندارید، ترانسمیتر هیدرواستاتیک مانند لول ترانسمیتر هیدرواستاتیک اندرس هاوزر سادهتر و ارزانتر است.
اگر چگالی سیال متغیر است (تغییر دما، تغییر ترکیب، کف روی سطح)، روش هیدرواستاتیک ذاتاً خطا میدهد چون فشار را میسنجد نه ارتفاع را. در این شرایط رادار سطحسنج یا سطحسنج اولتراسونیک انتخاب بهتری هستند. مقایسهٔ کلی روشها در اندازهگیری سطح مخزن: رادار، اولتراسونیک یا هیدرواستاتیک؟ آمده است. برای حفاظت سرریز و کار خشک هم یک لول سوئیچ مستقل توصیه میشود.
| شرایط | راهکار |
|---|---|
| مخزن باز، سیال تمیز | ترانسمیتر هیدرواستاتیک تکسنسور |
| مخزن بسته، گاز خشک | اختلاف فشار با ساق خشک |
| بخار یا گاز قابل تقطیر | اختلاف فشار با ساق تر |
| سیال داغ، لزج یا خورنده | اختلاف فشار با سیل ریموت |
| چگالی متغیر یا کف | رادار یا اولتراسونیک |
برای محاسبهٔ رنج، انتخاب ساق و کد سفارش سیل ریموت، مشخصات مخزن و سیال خود را برای کارشناسان فن کنترل بفرستید.
در استعلام ابزار دقیق، بعد از رنج و نوع خروجی، مهمترین سؤال این است: چه چیزی با سیال در تماس است و از چه جنسی ساخته شده؟ انتخاب اشتباه اینجا یعنی تجهیزی که ممکن است در چند ماه از بین برود — یا برعکس، پولی که بیدلیل چند برابر شده است.
فولاد ضدزنگ ۳۱۶ال با مولیبدن، مقاومت خوبی در برابر خوردگی عمومی دارد و در حدود ۹۰ درصد کاربردهای صنعتی — آب، بخار، روغن، هوا و اکثر سیالات فرایندی خنثی — کاملاً کافی است. حرف «L» یعنی کربن پایین که مقاومت جوش را بهتر میکند. تقریباً همهٔ محصولات استاندارد، از ترانسمیتر فشار ویکا S10 تا فلومتر مغناطیسی تمامفلزی کوبولد MIM، با همین جنس عرضه میشوند.
نقطهٔ ضعفش: کلراید. آب دریا، محلولهای نمکی و برخی مواد شوینده باعث خوردگی حفرهای و ترکخوردگی تنشی در ۳۱۶ال میشوند — خوردگی موضعی و نامرئی که ناگهان به سوراخ شدن ختم میشود.
وقتی سیال از توان ۳۱۶ال فراتر میرود، نوبت آلیاژهای نیکل است: هستلوی برای اسیدهای متوسط، محیطهای اکسیدکننده و کلرایددار، و مونل که در آب دریا و اسید هیدروفلوئوریک عملکرد خوبی دارد. قیمت چند برابر میشود، اما در مقایسه با توقف تولید و تعویض مکرر، همچنان اقتصادی است. در فلومترهای مغناطیسی، انتخاب جنس الکترود اغلب مهمتر از بدنه است — چون آن قطعهٔ کوچک است که دائماً با سیال درگیر است.
برای اسیدهای غلیظ و داغ، حتی آلیاژهای نیکل هم دوام نمیآورند. اینجا دو مسیر باقی میماند: تانتالیوم که در برابر تقریباً همهٔ اسیدها بیاثر است (و قیمتش هم همین را میگوید)، یا کنار گذاشتن فلز و رفتن سراغ پوششهای پلیمری.
در فلومترهای مغناطیسی، لاینر PTFE (تفلون) یا PFA یکی از پرکاربردترین راهحلهاست: بدنهٔ فولادی استحکام را میدهد و لایهٔ تفلون داخلی، فلز را کاملاً از سیال جدا میکند. فلومتر مغناطیسی اندرس هاوزر Promag 53P با همین لاینر برای سیالات خورنده ساخته شده است. در دبیهای پایین هم فلوسوئیچ پلیسولفون کوبولد PPS نمونهٔ خوبی از انتخاب پلیمر بهجای فلز است.
گاهی سیال خورنده نیست، اما چسبنده، دوغابی یا کریستالشونده است. اینجا تغییر جنس کمکی نمیکند؛ راهحل دیافراگم سیل (Remote Seal) است: یک دیافراگم انعطافپذیر مستقیم روی خط نصب میشود و فشار را از طریق مایع پرکننده به ترانسمیتر منتقل میکند، بدون آنکه سیال وارد لولهٔ ایمپالس شود. بحث کامل انتخاب ترانسمیتر را در این راهنما نوشتهایم.
ترکیب سیال، دما، فشار و pH را برای ما بفرستید تا جنس مناسب و اقتصادی را پیشنهاد کنیم: 021-88850346 و 021-88658508.
در دنیایی که همهچیز بیسیم و دیجیتال شده، عجیب است که ستون فقرات ابزار دقیق صنعتی هنوز یک جریان الکتریکی ساده بین ۴ تا ۲۰ میلیآمپر است. اما این ماندگاری دلیل مهندسی محکمی دارد.
در یک مدار سری، جریان در تمام نقاط یکسان است. یعنی هر قدر کابل بلند باشد و هر قدر افت ولتاژ داشته باشد، جریانی که ترانسمیتر میفرستد همان جریانی است که کارت ورودی میخواند. اگر سیگنال ولتاژی بود، در ۳۰۰ متر کابل، افت ولتاژ بهسادگی به خطای چنددرصدی تبدیل میشد. همین یک ویژگی، 4-20mA را برای محیط صنعتی بیرقیب کرده است.
چرا بازه از صفر شروع نمیشود؟ چون آنوقت «فرایند در حداقل» و «کابل قطع شده» هر دو صفر میشدند و قابل تشخیص نبودند. با شروع از ۴ میلیآمپر، مقدار حداقلِ فرایند عدد ۴ را میدهد و هر عددی زیر ۳٫۸ یعنی مشکل واقعی: قطعی کابل، خرابی ترانسمیتر یا افت تغذیه. به این ویژگی Live Zero میگویند.
بالای بازه هم همین منطق هست: اکثر ترانسمیترها در صورت تشخیص خرابی داخلی، عمداً جریان را به بالای ۲۱ میلیآمپر (یا زیر ۳٫۶) میبرند تا سیستم کنترل بفهمد این عدد قابل اتکا نیست. روش عیبیابی این حالتها را در مقالهٔ ابزار تکنسین ابزار دقیق نوشتهایم.
محدودیت 4-20mA این است که فقط یک عدد منتقل میکند. HART این را حل کرد بدون آنکه چیزی را خراب کند: یک سیگنال دیجیتال بسیار کمدامنه روی همان جریان سوار میشود، طوری که میانگینش صفر است و روی عدد آنالوگ هیچ اثری نمیگذارد. نتیجه: سیستم قدیمی همان ۴ تا ۲۰ را میبیند و در عین حال میتوان با یک هندهلد یا نرمافزار، به دنیای دیگری دسترسی داشت:
تقریباً همهٔ ترانسمیترهای امروزی HART دارند — از روزمونت 3051S تا اندرس هاوزر Cerabar S PMC71. اگر از این قابلیت استفاده نمیکنید، عملاً بخشی از پولی که دادهاید بلااستفاده مانده است.
نسل بعدی، Ethernet-APL است: سرعت اترنت با ایمنی و تغذیهٔ دوسیمه در محیط انفجاری. این فناوری را قبلاً در دستاورد تازهٔ کرونه در Ethernet-APL معرفی کردهایم. با این حال، 4-20mA به این زودیها بازنشسته نمیشود — سادگی و قابلیت اطمینانش هنوز بیرقیب است.
برای مشاورهٔ انتخاب ترانسمیتر و پروتکل مناسب پروژه: 021-88850346 و 021-88658508.