یکی از رایجترین دلایل تأخیر در نصب ابزار دقیق، دستگاه معیوب نیست؛ اتصال فرایندی اشتباه است. ترانسمیتری که با رزوهٔ NPT سفارش داده شده اما خط BSP است، یا فلنجی که کلاس فشارش با فلنج طرف مقابل نمیخواند، پروژه را روزها متوقف میکند. این مقاله راهنمای عملی انتخاب و تشخیص اتصال است.
مهمترین تقسیمبندی این است که آببندی کجا اتفاق میافتد.
در رزوهٔ مخروطی، قطر رزوه در طول خود تغییر میکند و با سفت شدن، دندهها روی هم فشرده میشوند؛ یعنی آببندی روی خود رزوه انجام میشود و به همین دلیل نوار تفلون یا سیلر لازم است. تفاوت مهم: زاویهٔ دندهٔ NPT برابر ۶۰ درجه و BSPT برابر ۵۵ درجه است. این دو ممکن است چند دور روی هم بروند و کاربر خیال کند جفتاند، اما اتصال هرگز بهدرستی آببند نمیشود و در فشار نشت میکند.
قطر رزوه ثابت است و آببندی روی رزوه انجام نمیشود؛ باید با واشر تخت، بوندد سیل یا اورینگ روی سطح تکیهگاه آببند شود. اگر برای این نوع رزوه نوار تفلون بپیچید، فقط اتصال را سفت کردهاید بدون آنکه آببندی واقعی ایجاد شود.
برای قطرهای بزرگتر و فشار بالاتر، اتصال فلنجی استاندارد است. سه پارامتر باید دقیقاً مطابقت داشته باشند:
نوع سطح تماس (Raised Face یا Flat Face) و جنس گسکت را هم فراموش نکنید؛ گسکت اشتباه در سرویس داغ، چند ماه بعد نشت میکند. فلومترهای خطی مانند فلومتر مغناطیسی اندرس هاوزر Promag 10W و ترانسمیترهای اختلاف فشار با سیل ریموت، همگی با کد فلنج سفارش داده میشوند.
در صنایع غذایی، دارویی و آرایشی، اتصال باید بدون گوشهٔ مرده و قابل شستوشو باشد. تریکلمپ با یک گیرهٔ سریع و گسکت بهداشتی این کار را انجام میدهد و امکان باز و بسته کردن سریع برای تمیزکاری را میدهد. در این کاربردها زبری سطح داخلی (Ra) و گواهی مواد در تماس با غذا هم بخشی از سفارش است. انتخاب جنس و پرداخت سطح را در راهنمای انتخاب جنس در ابزار دقیق ببینید.
| مورد | نمونه |
|---|---|
| نوع اتصال | رزوه، فلنج یا تریکلمپ |
| استاندارد و سایز | ½ NPT یا DN50 PN40 |
| جنس قسمت مرطوب | استیل ۳۱۶L |
| فشار و دمای کاری | حداکثر و شرایط گذرا |
| جهت نصب | افقی یا عمودی، جهت جریان |
| لوازم جانبی | مانیفولد، گسکت، آداپتور |
اگر مطمئن نیستید خط شما چه اتصالی دارد، یک عکس واضح از محل نصب بههمراه اندازهٔ کولیس برای کارشناسان فن کنترل بفرستید تا کد سفارش درست انتخاب شود.
گیج عقربهای بوردون بیش از یک قرن است که کار میکند و هنوز هم در بیشتر خطوط صنعتی دیده میشود. اما در سالهای اخیر فشارسنج دیجیتال بهسرعت جای آن را در کاربردهای دقیق و پرتابل گرفته است. کدامیک برای شما مناسب است؟ پاسخ به سه چیز بستگی دارد: دقت موردنیاز، شرایط محیط و اینکه چه کسی قرار است عدد را بخواند.
کلاس دقت گیج عقربهای صنعتی معمولاً ۱ تا ۱٫۶ درصد کل اسکیل است. یعنی روی یک گیج ۰ تا ۲۵ بار با کلاس ۱٫۶، خطای مجاز حدود ۰٫۴ بار است — چه در ۲ بار باشید چه در ۲۰ بار. فشارسنج دیجیتال صنعتی معمولاً در محدودهٔ ۰٫۱ تا ۰٫۵ درصد کار میکند و رزولوشن نمایش آن هم چند برابر بهتر است. به اینها خطای خواندن انسانی را اضافه کنید: در گیج عقربهای، زاویهٔ دید اپراتور (خطای پارالاکس) و تفسیر جای عقربه بین دو خط، خودش منبع خطاست. عدد دیجیتال این ابهام را حذف میکند.
نکتهٔ مهم در انتخاب رنج: فشار کاری معمول باید حدود دو سوم میانی اسکیل باشد. گیجی که همیشه در ۱۰ درصد ابتدای رنج کار میکند، عملاً دقتی ندارد. اصول انتخاب رنج، جنس و اتصال گیج را در راهنمای انتخاب گیج فشار صنعتی نوشتهایم.
نمونههای متداول این خانواده فشارسنج دیجیتال باتریخور کوبولد MAN-SD، فشارسنج دیجیتال کوبولد MAN-SC و فشارسنج دیجیتال کوبولد MAN-LC هستند.
برای فشارهای میلیباری — مانند اختلاف فشار کوره، فشار کانال هوا یا مخازن کمفشار — المان بوردون حساسیت کافی ندارد و باید از المان کپسولی استفاده کرد. گیج فشار میلیباری ویکا 632.50 برای همین محدوده ساخته شده است. برای همین کاربرد نسخهٔ دیافراگمی مانند گیج فشار دیافراگمی کوبولد MAN-P هم گزینهٔ خوبی است، بهخصوص وقتی سیال رسوبگذار یا لزج باشد.
یک فشارسنج دیجیتال صنعتی برای خواندن عالی است، اما دستگاه مرجع کالیبراسیون نیست. برای کالیبره کردن گیج و ترانسمیتر باید از کالیبراتور با گواهی معتبر مانند کالیبراتور فشار فلوک 718 استفاده کرد و نسبت دقت مرجع به دستگاه تحت آزمون معمولاً دستکم چهار به یک در نظر گرفته میشود. روش عملی این کار در کالیبراسیون ترانسمیتر فشار با فلوک 718 و فهرست ابزار لازم در کیف ابزار تکنسین ابزار دقیق آمده است.
| کاربرد | پیشنهاد |
|---|---|
| نمایش دائمی روی خط | گیج بوردون با کلاس مناسب |
| تست و عیبیابی پرتابل | فشارسنج دیجیتال |
| ثبت ضربه و پیک فشار | دیجیتال با حافظه MIN/MAX |
| فشار میلیباری | گیج کپسولی یا دیافراگمی |
| خط پرلرزش | گیج پرشده با گلیسیرین |
| ارسال سیگنال به اتاق کنترل | ترانسمیتر فشار |
اگر بهجای نمایش، به سیگنال نیاز دارید، راهنمای انتخاب ترانسمیتر فشار و اگر به یک تصمیم قطع و وصل نیاز دارید، مقالهٔ پرشر سوئیچ را ببینید. برای انتخاب مدل و رنج مناسب، با کارشناسان فن کنترل تماس بگیرید.
در دنیای رادار و اولتراسونیک، هنوز هم بسیاری از مخازن صنعتی یک نشانگر سطح مغناطیسی بایپس کنارشان نصب است. دلیلش ساده است: این نشانگر برای کار کردن به برق، تنظیم، نرمافزار یا کالیبراسیون نیاز ندارد و اپراتور از ده متری هم میتواند سطح را ببیند. در بسیاری از پروژهها این دستگاه بهعنوان مرجع مستقل کنار ترانسمیتر الکترونیکی نصب میشود.
یک لولهٔ عمودی (محفظهٔ بایپس) از دو نقطه به مخزن وصل میشود؛ طبق قانون ظروف مرتبط، سطح داخل لوله همان سطح داخل مخزن است. درون لوله یک شناور با مغناطیس دائم شناور میماند. بیرون لوله، یک ریل از فلگهای دوطرفه (یک طرف قرمز، یک طرف سفید یا فلورسنت) نصب شده است. با بالا و پایین رفتن شناور، میدان مغناطیسی فلگها را ۱۸۰ درجه میچرخاند و یک ستون رنگی دقیقاً همارتفاع با سطح مایع ایجاد میشود. نشانگر سطح بایپس کوبولد NBK نمونهٔ متداول این خانواده است.
سطحسنج دیسپلیسری بر پایهٔ نیروی ارشمیدس کار میکند: یک استوانهٔ سنگینتر از سیال آویزان میشود و هرچه بیشتر در مایع فرو رود، نیروی شناوری بیشتری به آن وارد میشود. این تغییر نیرو با تورکتیوب به بیرون منتقل و به سیگنال تبدیل میشود. سطحسنج دیسپلیسری کوبولد BA برای مخازن تحت فشار، بویلر درام و اندازهگیری فصل مشترک دو مایع (Interface) کاربرد دارد. نکتهٔ مهم: چون خروجی به نیروی شناوری وابسته است، هر تغییری در چگالی مستقیماً روی عدد اثر میگذارد — همان محدودیتی که در سطحسنجی با اختلاف فشار هم توضیح دادیم.
مزیت مهم محفظهٔ بایپس این است که میتوان روی همان محفظه یک ترانسمیتر هم نصب کرد و بدون سوراخ کردن مجدد مخزن، خروجی ۴ تا ۲۰ میلیآمپر گرفت. دو راه رایج:
| نیاز | گزینه |
|---|---|
| نمایش محلی مطمئن بدون برق | نشانگر بایپس مغناطیسی |
| سیگنال پیوسته با دقت خوب | رادار هدایتشده روی محفظه |
| فصل مشترک آب و روغن | دیسپلیسر یا رادار هدایتشده |
| مخزن بسته با بخار | اختلاف فشار با ساق تر |
| مخزن بزرگ بدون تماس | رادار فضای آزاد |
| فقط آلارم پر و خالی | لول سوئیچ لرزشی |
برای مقایسهٔ کلی روشهای سطحسنجی این مقاله، برای رادار فضای آزاد رادار سطحسنج، برای اولتراسونیک این راهنما و برای حفاظت سرریز لول سوئیچ را ببینید.
ارتفاع اندازهگیری، فاصلهٔ مرکز تا مرکز نازلها، فشار و دمای کاری، چگالی سیال (حداقل و حداکثر)، جنس موردنیاز، نوع اتصال (فلنج یا رزوه) و اینکه آیا خروجی الکتریکی و سوئیچ حد هم میخواهید. با این اطلاعات، کارشناسان فن کنترل مدل و کد سفارش دقیق را برایتان مشخص میکنند.
هر جا سرعت مهم باشد — از نوار نقاله و اکسترودر تا جرثقیل و پمپ دور متغیر — باید دور واقعی را اندازه گرفت. درایو میتواند فرکانس خروجی را بگوید، اما فرکانس خروجی «فرمان» است نه «واقعیت»؛ لغزش موتور، تسمهٔ لیز خورده یا کوپلینگ آسیبدیده باعث میشود سرعت واقعی با فرمان یکی نباشد. سه راه رایج برای اندازهگیری دور وجود دارد.
تاکوژنراتور در واقع یک ژنراتور DC کوچک است که به شفت متصل میشود و ولتاژی متناسب با دور تولید میکند. مشخصهٔ اصلی آن با واحد ولت بر هزار دور بیان میشود؛ مثلاً تاکوژنراتور ۲ ولت مدل K4A2 در هر ۱۰۰۰ دور بر دقیقه، حدود ۲ ولت تولید میکند. مزیت بزرگ آن این است که به هیچ تغذیهای نیاز ندارد و خروجیاش مستقیماً قابل خواندن است.
اینکودر افزایشی بهجای ولتاژ، پالس تولید میکند. تعداد پالس در هر دور (PPR) دقت را تعیین میکند و دو کانال A و B با اختلاف فاز ۹۰ درجه، جهت چرخش را مشخص میکنند. کانال Z یک پالس در هر دور میدهد که برای مرجع موقعیت استفاده میشود. چون خروجی دیجیتال است، در برابر نویز بهمراتب مقاومتر از ولتاژ آنالوگ است — اما نیاز به تغذیه و ورودی شمارندهٔ سریع در PLC یا درایو دارد.
یک سنسور بدون تماس روبهروی چرخدنده نصب میشود و با عبور هر دندانه، یک پالس تولید میکند. چیزی برای خراب شدن ندارد، در برابر روغن، گرد و غبار و دمای بالا مقاوم است و برای حفاظت اورسپید توربین و موتورهای بزرگ استاندارد صنعت است. ضعف اصلیاش این است که در دورهای خیلی پایین، دامنهٔ سیگنال کم میشود.
| نیاز | گزینهٔ مناسب |
|---|---|
| بازخورد سرعت برای درایو DC قدیمی | تاکوژنراتور |
| کنترل موقعیت و حرکت دقیق | اینکودر |
| حفاظت اورسپید و محیط سخت | پیکاپ مغناطیسی |
| نمایش ساده دور روی تابلو | تاکوژنراتور یا پیکاپ + نمایشگر |
| تشخیص لغزش تسمه و کوپلینگ | هر گزینه، اما روی شفت خروجی نصب شود |
| علامت | علت محتمل |
|---|---|
| نوسان سرعت در حلقهٔ بسته | ریپل تاکو یا نویز کابل |
| خروجی صفر با وجود چرخش | ساییدگی جاروبک یا قطع کوپلینگ |
| عدد سرعت نصف یا دو برابر | اشتباه در ضریب مقیاس یا تعداد دندانه |
| پرشهای ناگهانی | شل بودن پایه یا ناهممحوری |
| افت سیگنال در دور پایین | ذات پیکاپ مغناطیسی؛ به اینکودر تغییر دهید |
اندازهگیری دور معمولاً بخشی از یک زنجیرهٔ بزرگتر است: دور پمپ، دبی و فشار با هم معنا پیدا میکنند. برای تکمیل این تصویر، راهنمای انتخاب فلومتر و راهنمای انتخاب ترانسمیتر فشار را ببینید. برای انتخاب تاکوژنراتور متناسب با درایو و ماشین خود با کارشناسان فن کنترل تماس بگیرید.
آب در سیستمهای صنعتی هیچوقت فقط «آب» نیست؛ محلولی از کلسیم، منیزیم، بیکربنات، کلرید و اکسیژن است که در دما و تغلیظ بالا رفتار میکند. سه اتفاق ناخواسته در انتظار هر سیستم گردشی است: رسوب، خوردگی و رشد میکروبی. جالب اینکه درمان یکی میتواند دیگری را بدتر کند — و دقیقاً به همین دلیل بدون پایش، شیمی آب حدس و آزمون است.
رسوب کربنات کلسیم هدایت حرارتی بسیار پایینی دارد؛ کسری از میلیمتر رسوب روی سطح مبدل، مقاومت حرارتی قابل توجهی اضافه میکند و برای جبران آن باید دمای بخار یا دبی آب را بالا برد. نتیجه: مصرف سوخت بیشتر، ظرفیت کمتر و توقف زودهنگام برای شستوشوی اسیدی. در دیگ بخار همین لایه میتواند باعث داغ شدن موضعی و آسیب لوله شود.
در برج خنککننده، آب تبخیر میشود اما املاح باقی میمانند؛ پس غلظت نمکها مدام بالا میرود. نسبت غلظت آب گردشی به آب جبرانی را سیکل تغلیظ (COC) میگویند و سادهترین راه اندازهگیری آن مقایسهٔ هدایت الکتریکی دو جریان است:
COC = ECگردشی ÷ ECجبرانی
دبی بلودان = دبی تبخیر ÷ (COC − 1)
سیکل تغلیظ بالاتر یعنی مصرف آب کمتر، اما ریسک رسوب بیشتر. بیشتر سیستمها بین ۳ تا ۶ کار میکنند و نقطهٔ بهینه به سختی و قلیائیت آب جبرانی بستگی دارد. کنترل عملی این عدد با یک سنسور هدایت روی خط و شیر بلودان خودکار انجام میشود؛ سنسورهایی مانند سنسور هدایت الکتریکی روزمونت 400-12 و برای نواحی طبقهبندیشده آنالایزر هدایت الکتریکی روزمونت 5081 ضدانفجار برای همین کار ساخته شدهاند. مبانی این اندازهگیری را در اندازهگیری هدایت الکتریکی (EC) در صنعت توضیح دادهایم.
برخلاف تصور رایج، ضدرسوب املاح را حل نمیکند. سه مکانیزم اصلی دارد:
محصولی مانند ماده شیمیایی ضدرسوب Scale Inhibitor 1100 با دوز پیوسته و کنترلشده تزریق میشود. نکتهٔ کلیدی این است که دوز کم بیفایده و دوز زیاد هدر رفتن پول است؛ بنابراین تزریق باید متناسب با آب جبرانی یا سیکل تغلیظ کنترل شود، نه با تایمر ثابت.
عامل اصلی خوردگی در آب، اکسیژن محلول است. در دیگ بخار، اکسیژن با هوازدایی حرارتی و اکسیژنزدای شیمیایی حذف میشود و باقیماندهٔ آن باید در حد چند میکروگرم بر لیتر بماند. اندازهگیری آنلاین با آنالایزرهایی مانند آنالایزر اکسیژن محلول یوکوگاوا DO202G یا سنسور نوری اکسیژن محلول نوری اندرس هاوزر Oxymax COS61D انجام میشود. جزئیات انتخاب سنسور در اندازهگیری اکسیژن در صنعت آمده است.
ضلع دوم، pH است. pH پایین یعنی خوردگی اسیدی و pH بالا یعنی رسوبگذاری؛ پنجرهٔ کاری معمولاً باریک است. الکترودهایی مانند سنسور pH اندرس هاوزر CPS11E یا الکترود pH و ORP اندرس هاوزر Memosens CPS16E همراه با ترانسمیتری مانند آنالایزر و ترانسمیتر pH روزمونت 1056 امکان کنترل پیوسته و آلارمگذاری را میدهند. نکات نگهداری الکترود را حتماً در اندازهگیری pH صنعتی ببینید؛ بیشتر شکایتهای «pH اشتباه میخواند» به کالیبراسیون و نگهداری برمیگردد، نه به خود سنسور.
در آبهای ترش، مخازن ذخیره و سیستمهای بیهوازی، باکتریهای احیاکنندهٔ سولفات H₂S تولید میکنند؛ گازی که هم سمی است، هم بو ایجاد میکند و هم خوردگی شدید در فاز بخار میسازد. حذف آن با اسکونجر شیمیایی مانند اسکونجر H2S مدل ABATE S-200 انجام میشود؛ جزئیات و ملاحظات ایمنی را در مقالهٔ اسکونجر H2S نوشتهایم.
| نشانه | احتمال | اقدام |
|---|---|---|
| افت تدریجی راندمان مبدل | رسوب | بررسی COC و دوز ضدرسوب |
| هدایت الکتریکی روبهافزایش | بلودان ناکافی | کنترل شیر بلودان |
| خوردگی موضعی و حفرهای | کلرید یا اکسیژن | اندازهگیری DO و بازنگری جنس |
| بوی نامطبوع و لجن | رشد میکروبی و H₂S | بیوساید و اسکونجر |
| نوسان شدید pH | الکترود کثیف یا کالیبرهنشده | سرویس و کالیبراسیون |
برای انتخاب سنسورها، آنالایزر و مواد شیمیایی متناسب با آنالیز آب خود، با کارشناسان فن کنترل تماس بگیرید. انتخاب جنس تجهیزات در تماس با آبهای خورنده را هم در راهنمای انتخاب جنس بخوانید.
در یک مخزن باز، سطح مایع مستقیماً با فشار هیدرواستاتیک کف مخزن رابطه دارد و کار ساده است. اما بهمحض اینکه مخزن بسته و تحت فشار شود، فشار فاز بخار روی سطح مایع مینشیند و هر ترانسمیتر فشار سادهای را فریب میدهد: با بالا رفتن فشار مخزن، عدد سطح هم بالا میرود در حالی که مایع تکان نخورده است. راهحل استاندارد، ترانسمیتر اختلاف فشار است.
سمت پرفشار (H) به پایین مخزن و سمت کمفشار (L) به فضای بخار وصل میشود. چون فشار فاز بخار روی هر دو سمت اثر میگذارد، در تفاضل حذف میشود و آنچه میماند فقط ستون مایع است:
ΔP = ρ × g × h
برای آب (چگالی ۱۰۰۰ کیلوگرم بر متر مکعب) هر متر ارتفاع تقریباً ۹۸ میلیبار فشار میدهد. اگر چگالی سیال شما ۰٫۸۵ باشد، همان یک متر فقط حدود ۸۳ میلیبار میشود؛ پس چگالی در دمای کاری بخشی از محاسبهٔ رنج است، نه یک عدد جانبی.
وقتی فاز بالای مخزن گاز خشک و غیرقابل تقطیر است، لولهٔ سمت L خالی میماند. سادهترین حالت است، اما اگر بخار بهمرور در آن لوله کندانس شود، یک ستون مایع ناخواسته ایجاد میکند و عدد سطح را بهآرامی جابهجا میکند — یکی از شایعترین دلایل «سطح بیدلیل کم شد».
در سرویسهای بخار و سیالهای قابل تقطیر، لولهٔ سمت L را عمداً با یک سیال پرکننده پر میکنند و یک محفظهٔ کندانس بالای آن میگذارند تا همیشه پر بماند. حالا سمت L یک فشار ثابت و معلوم دارد که باید از رنج کم شود.
فرض کنید ارتفاع کاری مخزن ۳ متر آب است و ترانسمیتر ۰٫۵ متر پایینتر از شیر پایینی نصب شده است:
اگر این محاسبه انجام نشود، ترانسمیتر درست کار میکند اما عدد سطح از همان روز اول اشتباه است — خطایی که معمولاً به گردن دستگاه میافتد.
وقتی سیال داغ، لزج، رسوبگذار، خورنده یا بهداشتی است، نمیتوان اجازه داد وارد لولههای ایمپالس شود. در این حالت از دیافراگم سیل با لولهٔ مویی (کاپیلاری) پرشده از روغن استفاده میشود. نکات مهم:
برای باز و بسته کردن ایمن از مانیفولد ۳ یا ۵ راهه استفاده کنید. قانون طلایی: هنگام راهاندازی، ابتدا شیر تعادل (Equalize) را باز کنید، سپس شیرهای فرایندی را باز کنید و در آخر شیر تعادل را ببندید. اگر یک سمت را زودتر باز کنید، کل فشار استاتیک خط روی یک طرف دیافراگم میافتد و ممکن است سلول را دائمی خراب کند. پس از نصب، در شرایط برابر، صفر را ترمیم کنید. روش عملی کالیبراسیون و تجهیزات لازم در کالیبراسیون ترانسمیتر فشار با فلوک 718 و کیف ابزار تکنسین ابزار دقیق آمده است.
ترانسمیترهای متداول این کاربرد در ایران عبارتاند از ترانسمیتر اختلاف فشار یوکوگاوا EJA110A، ترانسمیتر اختلاف فشار روزمونت 3051CD2 و ترانسمیتر اختلاف فشار اندرس هاوزر Deltabar. اگر مخزن باز است و نیازی به سمت L ندارید، ترانسمیتر هیدرواستاتیک مانند لول ترانسمیتر هیدرواستاتیک اندرس هاوزر سادهتر و ارزانتر است.
اگر چگالی سیال متغیر است (تغییر دما، تغییر ترکیب، کف روی سطح)، روش هیدرواستاتیک ذاتاً خطا میدهد چون فشار را میسنجد نه ارتفاع را. در این شرایط رادار سطحسنج یا سطحسنج اولتراسونیک انتخاب بهتری هستند. مقایسهٔ کلی روشها در اندازهگیری سطح مخزن: رادار، اولتراسونیک یا هیدرواستاتیک؟ آمده است. برای حفاظت سرریز و کار خشک هم یک لول سوئیچ مستقل توصیه میشود.
| شرایط | راهکار |
|---|---|
| مخزن باز، سیال تمیز | ترانسمیتر هیدرواستاتیک تکسنسور |
| مخزن بسته، گاز خشک | اختلاف فشار با ساق خشک |
| بخار یا گاز قابل تقطیر | اختلاف فشار با ساق تر |
| سیال داغ، لزج یا خورنده | اختلاف فشار با سیل ریموت |
| چگالی متغیر یا کف | رادار یا اولتراسونیک |
برای محاسبهٔ رنج، انتخاب ساق و کد سفارش سیل ریموت، مشخصات مخزن و سیال خود را برای کارشناسان فن کنترل بفرستید.
پرشر سوئیچ سادهترین و ارزانترین راه برای تبدیل فشار به یک تصمیم دوحالته است: پمپ روشن شود یا خاموش، آلارم بدهد یا ندهد، خط قطع شود یا نه. برخلاف ترانسمیتر فشار که یک عدد پیوسته میدهد، سوئیچ فشار فقط یک کنتاکت خشک دارد؛ اما همین سادگی باعث میشود در حفاظت پمپ، کمپرسور، سیستم روغنکاری و مدارهای ایمنی همچنان پرکاربردترین گزینه باشد.
هر پرشر سوئیچ با دو نقطه کار میکند. نقطه قطع (Cut-out) فشاری است که در آن کنتاکت تغییر وضعیت میدهد و نقطه وصل (Cut-in) فشاری که در آن به حالت اول برمیگردد. فاصلهٔ این دو، دیفرانسیل یا باند مرده (Dead Band) نام دارد و وجودش اجباری است: اگر دیفرانسیل صفر بود، سوئیچ در نزدیکی ستپوینت با کوچکترین نوسان فشار پشت سر هم قطع و وصل میکرد — پدیدهای که کنتاکتور و موتور را در چند ماه از بین میبرد.
قاعدهٔ عملی: ستپوینت را در محدودهٔ ۲۵ تا ۷۵ درصد رنج سوئیچ انتخاب کنید. تنظیم نزدیک به ابتدا یا انتهای رنج، تکرارپذیری را خراب میکند.
کنتاکتها معمولاً SPDT (یک تیغه با حالت باز و بسته) هستند. انتخاب بین NO و NC صرفاً سلیقه نیست؛ به منطق ایمن-در-خرابی مربوط است. در یک اینترلاک ایمنی، مدار باید طوری بسته شود که قطع سیم هم مانند شرایط خطر عمل کند؛ یعنی کنتاکت در حالت عادی بسته باشد و در شرایط خطا باز شود. به جریان و ولتاژ مجاز کنتاکت هم توجه کنید: تیغهٔ طراحیشده برای بار AC، اگر مستقیم به ورودی دیجیتال ۲۴ ولت DC وصل شود، ممکن است در جریانهای خیلی کم قابل اعتماد نباشد.
در کاربردهای ایمنی نمیخواهیم پس از رفع موقت شرایط خطر، دستگاه خودبهخود راه بیفتد. سوئیچ با ریست دستی پس از عملکرد، در همان وضعیت قفل میشود تا اپراتور دلیل حادثه را بررسی و دکمه را فشار دهد. پرشر سوئیچ دانفوس KP5 با ریست دستی نمونهٔ متداول این خانواده است و در مدارهای حفاظتی کمپرسور و سردخانه بسیار استفاده میشود.
| پارامتر | توضیح |
|---|---|
| رنج فشار | محدودهٔ تنظیم، نه فشار کاری لحظهای |
| حداکثر فشار تحمل (Overpressure) | باید از فشار ضربه و تست خط بیشتر باشد |
| نوع سیال | آب، روغن، بخار، گاز خورنده یا مواد غذایی |
| جنس قسمت مرطوب | برنج، استیل ۳۱۶ یا هستلوی |
| اتصال فرایندی | رزوهای (BSP یا NPT) یا فلنجی |
| درجه حفاظت و گواهی | IP و در صورت نیاز Ex |
| دیفرانسیل | ثابت یا قابل تنظیم |
برای انتخاب جنس در برابر خوردگی، راهنمای انتخاب جنس در ابزار دقیق و برای مناطق طبقهبندیشده تجهیزات ضدانفجار را ببینید.
اگر فقط به یک تصمیم روشن و خاموش نیاز دارید، سوئیچ ارزانتر و مستقل از PLC است. اما اگر میخواهید روند فشار را ثبت کنید، آلارم چندمرحلهای بگذارید یا ستپوینت را از HMI تغییر دهید، ترانسمیتر انتخاب درستتری است؛ راهنمای انتخاب آن را در راهنمای انتخاب ترانسمیتر فشار بخوانید. در بسیاری از پروژهها هر دو استفاده میشوند: ترانسمیتر برای کنترل و سوئیچ مستقل برای حفاظت — چون یک حلقهٔ حفاظتی نباید به همان دستگاهی وابسته باشد که کنترل را انجام میدهد.
برای گرفتگی فیلتر و اختلاف فشار دو نقطه، سوئیچ فشار دیفرانسیل ابزار مناسبتری است. برای حفاظت در برابر قطع جریان و سطح، معادلهای آن یعنی فلوسوئیچ پدلی و لول سوئیچ را ببینید.
| علامت | علت محتمل |
|---|---|
| قطع و وصل پیاپی (Chattering) | دیفرانسیل خیلی کم یا پالس فشار |
| عمل نکردن در ستپوینت | گرفتگی مسیر ایمپالس یا رسوب روی دیافراگم |
| جابهجایی تدریجی نقطه عملکرد | خستگی فنر یا اورپرشر مکرر |
| عملکرد بدون تغییر فشار | لرزش شدید یا شل بودن پایه |
| کنتاکت وصل ولی PLC نمیبیند | جریان خیلی کم برای تیغهٔ AC یا اکسید شدن کنتاکت |
برای انتخاب رنج، دیفرانسیل و کد سفارش مناسب فرایندتان، با کارشناسان فن کنترل تماس بگیرید.