یکی از رایجترین شکایتها در واحدهای فرایندی این است: «دماسنج خط، چند درجه با دماسنج دستی فرق دارد.» در بیشتر این موارد، نه سنسور خراب است و نه ترانسمیتر — مشکل از نصب است. دما تنها پارامتری است که در آن، نحوهٔ نصب میتواند بیشتر از خود سنسور روی خطا اثر بگذارد.
ترموول یک غلاف فلزی توپر و سوراخشده است که سنسور داخلش قرار میگیرد و خودش با فرایند در تماس است. سه کار مهم انجام میدهد:
هزینهاش هم هست: ترموول یک لایهٔ حرارتی اضافه میکند و زمان پاسخ را کندتر میکند. برای جبران، فضای بین سنسور و دیوارهٔ داخلی ترموول باید حداقل باشد و در کاربردهای حساس از خمیر انتقال حرارت استفاده میشود.
مهمترین منبع خطا این است: اگر ساقهٔ سنسور کم داخل فرایند برود، حرارت از طریق خود ساقه به سمت لوله و هوای بیرون هدایت میشود و نوک حسگر هیچوقت به دمای واقعی سیال نمیرسد. نتیجه، تقریباً همیشه عددی کمتر از دمای واقعی است.
قاعدهٔ عملی: عمق غوطهوری حداقل ۱۰ برابر قطر ساقه بهعلاوهٔ طول المان حسگر باشد. در لولههای کوچک که این عمق ممکن نیست، سنسور را در زانویی و روبهروی جریان نصب کنید تا حداکثر طول در سیال قرار بگیرد.
برای نصب فرایندی با ترموول: ترمومتر مقاومتی اندرس هاوزر TR10 با ساختار ماژولار. برای کاربردهای جمعوجور و ماشینآلات: سنسور PT100 آیافام KX5002. و برای تبدیل سیگنال در فیلد: iTEMP TMT162 اندرس هاوزر، روزمونت 644 و برای مناطق خطرناک ABB TH202-EX.
انتخاب بین RTD و ترموکوپل را در این مقاله کامل توضیح دادهایم. برای انتخاب ترموول مناسب، فشار، دما، سرعت جریان و قطر لوله را بفرستید: 021-88850346 و 021-88658508.
© تمامی حقوق این مقاله متعلق به فن کنترل است؛ بازنشر تنها با ذکر منبع و درج لینک مستقیم مجاز است.
سطحسنج اولتراسونیک محبوب است چون منطقی ساده و قیمتی معقول دارد: یک پالس صوتی به سمت سطح فرستاده میشود، از سطح بازمیگردد و از روی زمان رفت و برگشت، فاصله و در نتیجه سطح محاسبه میشود. هیچ قطعهای وارد سیال نمیشود — مزیتی بزرگ برای فاضلاب و مواد خورنده.
محاسبه بر پایهٔ سرعت صوت در گاز بالای مخزن انجام میشود و این سرعت به دما وابسته است (در هوا حدود ۳۴۰ متر بر ثانیه در دمای معمولی، اما با گرم شدن هوا افزایش مییابد). به همین دلیل هر سطحسنج اولتراسونیکی یک سنسور دما دارد و جبران خودکار انجام میدهد. اما اگر ترکیب گاز بالای مخزن تغییر کند — مثلاً بخار سنگین حلال جای هوا را بگیرد — جبران دما کافی نیست و خطا باقی میماند.
سنسور بعد از ارسال پالس، مدت کوتاهی «گوش میدهد» و در همان لحظات اولیه هنوز خودش در حال ارتعاش است. نتیجه یک ناحیهٔ کور (Blocking Distance) بلافاصله زیر سنسور است — معمولاً چند ده سانتیمتر. اگر سطح مایع وارد این ناحیه شود، دستگاه عدد بیمعنی یا آخرین مقدار را نگه میدارد. پس همیشه سنسور را با فاصلهٔ کافی بالای بیشترین سطح ممکن نصب کنید.
زیمنس SITRANS Probe LU برای مخازن آب و فاضلاب و شیمیایی با بدنهٔ یکپارچه، اندرس هاوزر Prosonic FDU92 برای بردهای بلندتر در مخازن بزرگ، و کرونه OPTISOUND 3010. اگر شرایط مخزنتان جزو موارد سخت بالاست، بودجه را صرف رادار کنید — مقایسهٔ کامل روشها در این مقاله آمده است.
برای انتخاب، ارتفاع مخزن، نوع سیال و شرایط بالای سطح (کف، بخار، خلأ) را بفرستید: 021-88850346 و 021-88658508.
© تمامی حقوق این مقاله متعلق به فن کنترل است؛ بازنشر تنها با ذکر منبع و درج لینک مستقیم مجاز است.
در پالایشگاه، پتروشیمی، انبار سوخت و حتی سالن رنگکاری، یک قاعدهٔ ساده حاکم است: هر تجهیز برقی میتواند منبع جرقه باشد و جرقه در حضور گاز قابل اشتعال یعنی فاجعه. تجهیز ضدانفجار برای همین ساخته شده — اما مفاهیمش اغلب اشتباه فهمیده میشود.
پیش از انتخاب هر تجهیزی، باید بدانید نقطهٔ نصب در کدام منطقه است. تقسیمبندی استاندارد بر اساس مدت زمان حضور مخلوط قابل انفجار است:
برای گرد و غبار قابل اشتعال (آرد، شکر، پودر فلز) هم همین منطق با نام Zone 20، 21 و 22 به کار میرود.
دو روش، بیشترین کاربرد را در ابزار دقیق دارند و فلسفهشان کاملاً برعکس هم است:
Ex d (ضدانفجار / Flameproof): فرض را بر این میگذارد که ممکن است داخل محفظه انفجار رخ دهد، اما محفظه آنقدر مستحکم و درزهایش آنقدر دقیق ساخته شده که شعله به بیرون سرایت نمیکند. به همین دلیل این تجهیزات سنگیناند و هرگز نباید در محیط زنده بازشان کنید — حتی یک پیچ شل، حفاظت را باطل میکند. نمونهها: شیر برقی ضدانفجار مکسیل YZ13AA1H1BS، آنالایزر روزمونت 5081 و ترانسمیتر دما ABB TH202-EX.
Ex i (ذاتاً ایمن / Intrinsically Safe): اصلاً اجازه نمیدهد جرقهای با انرژی کافی ایجاد شود. جریان و ولتاژ مدار با یک بریر یا آیزولاتور در اتاق کنترل محدود میشود، طوریکه حتی اتصال کوتاه هم انرژی لازم برای احتراق را ندارد. مزیت بزرگش: تجهیز سبک است و میتوان در حین کار به آن دست زد و کالیبرهاش کرد. تنها روشی است که معمولاً برای Zone 0 پذیرفته میشود.
روی پلاک هر تجهیز Ex، دو کد حیاتی هست. گروه گاز (IIA برای پروپان، IIB برای اتیلن، IIC برای هیدروژن و استیلن) — هرچه به IIC نزدیکتر، سختگیرانهتر. و کلاس دما (T1 تا T6) که بیشینهٔ دمای سطح تجهیز را میگوید؛ این عدد باید از دمای خودسوزی گاز موجود پایینتر باشد. تجهیز IIB را نمیتوان در محیط هیدروژن (IIC) استفاده کرد، حتی اگر بقیهٔ مشخصاتش عالی باشد.
هر چیزی که در منطقهٔ خطر برق دارد، باید گواهی داشته باشد — از چراغ روشنایی تا سیستم تهویه. حتی کولر گازی اسپلیت ضدانفجار برای خنک کردن اتاقهای کنترل محلی در سایتهای نفتی طراحی و ساخته میشود، چون یک کولر معمولی با کمپرسور و رلهٔ جرقهزنش، خودش یک منبع خطر است.
برای انتخاب تجهیز مطابق با Zone و گروه گاز سایتتان با ما تماس بگیرید: 021-88850346 و 021-88658508.
© تمامی حقوق این مقاله متعلق به فن کنترل است؛ بازنشر تنها با ذکر منبع و درج لینک مستقیم مجاز است.
توزین صنعتی یکی از آن حوزههایی است که همه فکر میکنند ساده است تا وقتی که عدد باسکول با فاکتور نمیخواند. حقیقت این است که لودسل معمولاً مقصر نیست — مشکل تقریباً همیشه از نصب، مهار مخزن یا کابلکشی است.
داخل هر لودسل، یک بدنهٔ فلزی دقیق طراحیشده وجود دارد که زیر بار به مقدار بسیار کم و کاملاً کشسان تغییر شکل میدهد. روی این بدنه، چند استرین گیج (شبکهٔ فویل باریک) چسبانده شده است. کشیده یا فشرده شدن این فویل، مقاومت الکتریکیاش را کمی تغییر میدهد.
این تغییر آنقدر کوچک است که مستقیم قابل خواندن نیست؛ به همین دلیل چهار استرین گیج در یک پل وتستون بسته میشوند تا تغییرات جمع شوند و اثر دما تا حد زیادی حذف شود. خروجی همچنان ضعیف است — معمولاً در حد چند میلیولت بهازای هر ولت تحریک — و به همین دلیل به آمپلیفایر و نمایشگر مخصوص نیاز دارد.
نمونهٔ موجود در فن کنترل: لودسل فشاری زلو ASC2-30t با ظرفیت ۳۰ تن، از نوع فشاری (Compression) که برای توزین مخازن، سیلوها و باسکولهای سنگین به کار میرود.
دقیقترین روش، کالیبراسیون با وزنههای استاندارد است: صفر را با مخزن خالی بگیرید و سپس با وزنهٔ معلوم (ترجیحاً حداقل ۵۰ درصد ظرفیت) نقطهٔ اسپن را تنظیم کنید. اگر امکان وزنهٔ فیزیکی نیست، روش جایگزین پر کردن با مقدار معلوم مایع است — که خودش نیازمند یک فلومتر جرمی دقیق است.
در مخازنی که سیال کف میکند، چسبنده است یا چگالیاش مدام تغییر میکند، اندازهگیری سطح جواب دقیقی نمیدهد. اینجا توزین یک مزیت اساسی دارد: مستقیماً جرم را میدهد، بدون آنکه به خواص سیال کاری داشته باشد — و هیچ قطعهای هم داخل مخزن نمیرود. برای مقایسه با روشهای دیگر، راهنمای اندازهگیری سطح مخزن را ببینید.
برای انتخاب لودسل، ظرفیت، تعداد نقاط تکیهگاه و نوع کاربرد (مخزن، باسکول یا هاپر) را بفرستید: 021-88850346 و 021-88658508.
© تمامی حقوق این مقاله متعلق به فن کنترل است؛ بازنشر تنها با ذکر منبع و درج لینک مستقیم مجاز است.
هر تکنسین ابزار دقیقی میداند بیشتر وقت کار، صرف عیبیابی میشود نه نصب. و در عیبیابی، داشتن ابزار درست فرق بین ده دقیقه و نصف روز است. سه ابزار پایهای که در کیف هر تکنسین باید باشد، هر کدام یک بخش از لوپ 4-20mA را پوشش میدهند.
قبل از هر فرضیهای، باید بدانید برق هست یا نه، کابل قطع است یا نه، و ولتاژ لوپ در چه حدی است. مولتیمتر دیجیتال فلوک 77 IV سالهاست استاندارد صنعت است: دقت خوب، ایمنی بالا (رده CAT) و دوامی که در محیط صنعتی خودش را ثابت کرده.
سه اندازهگیری که ۸۰ درصد مشکلات را پیدا میکند: ولتاژ تغذیهٔ لوپ (باید حدود ۲۴ ولت باشد؛ افت زیاد یعنی مشکل تغذیه)، جریان لوپ (باید بین ۴ تا ۲۰ میلیآمپر باشد؛ صفر یعنی مدار باز و ۲۲ به بالا یعنی آلارم خرابی سنسور) و پیوستگی کابل با دستگاه خاموش.
سؤال همیشگی: «عدد اتاق کنترل غلط است — تقصیر ترانسمیتر است یا کارت PLC؟» کالیبراتور لوپ فلوک 715 این را در دو دقیقه جواب میدهد، چون هم میتواند جریان بخواند و هم جریان بسازد.
روش استاندارد: ترانسمیتر را جدا کنید و بهجای آن ۱۲ میلیآمپر تزریق کنید. اگر اتاق کنترل دقیقاً وسط رنج را نشان داد، مشکل از سمت ترانسمیتر است؛ اگر نشان نداد، مشکل در کابل، کارت ورودی یا تنظیمات نرمافزار است. همین یک تست، ساعتها حدس زدن را حذف میکند. کالیبراتور لوپ برای راهاندازی و تست عملکرد (Loop Check) قبل از تحویل پروژه هم ابزار اصلی است — بدون آنکه لازم باشد فرایند واقعی برقرار باشد.
وقتی مطمئن شدید مشکل از ترانسمیتر است، باید فشار مرجع معلومی به آن بدهید و خروجیاش را بسنجید. فلوک 718 مدل 30G برای رنجهای متداول، مدل 1G برای فشارهای خیلی کم و مدل 300G برای رنجهای بالا ساخته شدهاند. روش کامل کالیبراسیون پنجنقطهای را در راهنمای کالیبراسیون ترانسمیتر فشار نوشتهایم.
برای استعلام موجودی ابزار فلوک: 021-88850346 و 021-88658508.
© تمامی حقوق این مقاله متعلق به فن کنترل است؛ بازنشر تنها با ذکر منبع و درج لینک مستقیم مجاز است.
سری S7-300 زیمنس سالهاست ستون فقرات اتوماسیون در کارخانههای ایران است. با اینکه نسل جدیدتر معرفی شده، حجم عظیم دستگاههای نصبشده باعث شده تأمین CPU و کارتهای این سری همچنان یکی از پرتکرارترین درخواستهای صنعت باشد — چه برای توسعهٔ خط و چه برای تعویض قطعهٔ سوخته.
یک سیستم S7-300 از چند ماژول تشکیل میشود که روی ریل پروفیل کنار هم سوار میشوند و از طریق باس پشتی (Backplane Bus) با هم حرف میزنند. ترتیب استاندارد از چپ: منبع تغذیه، سپس CPU و بعد کارتهای ورودی و خروجی. اتصال هر کارت به فیلد هم با یک کانکتور جداشدنی (Front Connector) انجام میشود — یعنی موقع تعویض کارت، لازم نیست سیمها را باز کنید.
تفاوت اصلی CPUها در حجم حافظهٔ کاری، سرعت پردازش و پورتهای ارتباطی است:
نکته: برنامهٔ کاربر روی Micro Memory Card ذخیره میشود؛ CPU بدون این کارت راه نمیافتد. موقع خرید CPU، فراموشش نکنید.
وضعیت کنتاکتهای میدانی — شستی، لیمیت سوئیچ، سنسور القایی و رلهٔ حرارتی — را میخوانند. انتخاب بر اساس تعداد کانال و ولتاژ کاری است:
این مهمترین تصمیم موقع انتخاب کارت خروجی است. خروجی رلهای میتواند بار AC و DC را مستقیم قطع و وصل کند و جدایش گالوانیک دارد، اما عمر مکانیکی محدود و سرعت پایینی دارد. خروجی ترانزیستوری فقط ۲۴ ولت DC میدهد ولی سرعت بالا و عمر عملاً نامحدود دارد — انتخاب درست برای شیر برقی و سوئیچینگ پرتکرار. نمونهها: 6ES7322-1BF01-0AA0 (۸ کانال)، 6ES7322-1BH01-0AA0 (۱۶ کانال)، 6ES7322-1BL00-0AA0 (۳۲ کانال) و 6ES7322-1FF01-0AA0.
برای سیگنالهای آنالوگ (ترانسمیتر فشار، دما و دبی) به کارت AI نیاز دارید؛ استاندارد سیگنال و نحوهٔ کالیبراسیونش را در راهنمای کالیبراسیون لوپ 4-20mA توضیح دادهایم. آشنایی مقدماتی با PLC هم در PLC چیست و زیمنس چه میسازد؟ آمده است.
برای استعلام موجودی و قیمت، کد کامل قطعه (6ES7...) را برای ما بفرستید: 021-88850346 و 021-88658508.
© تمامی حقوق این مقاله متعلق به فن کنترل است؛ بازنشر تنها با ذکر منبع و درج لینک مستقیم مجاز است.
گرانترین خرابیها معمولاً از سادهترین اتفاقها شروع میشوند: پمپی که بیآب کار میکند و در چند دقیقه آببندی و یاتاقانش میسوزد، یا دستگاهی که آب خنککاریاش قطع شده و کسی نفهمیده است. فلوسوئیچ پدلی ارزانترین بیمهنامه در برابر این اتفاقهاست.
یک پرهٔ فلزی یا پلاستیکی داخل مسیر جریان آویزان است. وقتی سیال جریان دارد، فشار دینامیکی پره را خم میکند؛ پره یک آهنربا را جابهجا میکند و رید سوئیچ یا میکروسوئیچ بسته میشود. با قطع جریان، فنر پره را به حالت اولیه برمیگرداند و سوئیچ باز میشود. همین. نه برقی برای اندازهگیری لازم است و نه تنظیم پیچیدهای — فقط یک پیچ برای تنظیم نقطهٔ عملکرد.
فلوسوئیچ پدلی قطعهٔ متحرک دارد، پس در سیالات پرذره و دوغابی مستعد گیر کردن و سایش است. اگر شرایط سخت است یا اصلاً نمیخواهید چیزی داخل مسیر حرکت کند، فلوسوئیچ کالریمتری بدون قطعهٔ متحرک انتخاب بهتری است. و اگر بهجای «هست/نیست» عدد دقیق دبی لازم دارید، راهنمای انتخاب فلومتر را ببینید — مثلاً فلومتر مدولار کوبولد KME که در یک بدنهٔ فشرده هم نمایش و هم خروجی سیگنال میدهد.
برای انتخاب، نوع سیال، سایز لوله، دما و فشار کاری را بفرستید: 021-88850346 و 021-88658508.
© تمامی حقوق این مقاله متعلق به فن کنترل است؛ بازنشر تنها با ذکر منبع و درج لینک مستقیم مجاز است.