SIL مخفف Safety Integrity Level و به معنی سطح یکپارچگی ایمنی است. در ابزار دقیق، این مفهوم بیان میکند یک تابع ایمنی باید با چه سطحی از اطمینان، کار تعریفشده خود را انجام دهد. پرسش اصلی فقط این نیست که سنسور چقدر دقیق است؛ باید بدانیم هنگام ایجاد شرایط خطرناک، کل زنجیره حفاظت تا چه اندازه قابل اتکاست.
نکته کلیدی در انتخاب تجهیزات SIL این است که قابلیت یک ترانسمیتر یا کنترلکننده، بهتنهایی سطح ایمنی کل حلقه را اثبات نمیکند. سنسور، منطق تصمیمگیری، عنصر نهایی و نحوه طراحی، آزمون و نگهداری باید با هم بررسی شوند. در این مقاله، اصطلاح «ایمنی عملکردی» برای Functional Safety به کار میرود.
دقت میگوید مقدار اندازهگیریشده تا چه حد به مقدار مرجع نزدیک است؛ ایمنی عملکردی درباره انجام صحیح عملکرد حفاظتی در پاسخ به ورودیهاست. برای مثال، ممکن است ترانسمیتری در کار عادی دقیق باشد، اما خطای پنهانی داشته باشد که مانع تشخیص وضعیت خطرناک شود. در ارزیابی ایمنی باید خرابیهای خطرناک و خطاهای سیستماتیک نیز دیده شوند.
طبق معرفی رسمی IEC درباره ایمنی عملکردی، SIL ویژگی یک تابع ایمنی است. چهار سطح از SIL 1 تا SIL 4 تعریف میشود و سطح بالاتر، الزامات سختگیرانهتری برای یکپارچگی ایمنی دارد. این رتبهبندی، امتیاز عمومی کیفیت یا دقت یک برند نیست.
SIS سامانه ابزار دقیق ایمنی است و میتواند چند SIF یا تابع ابزار دقیق ایمنی را اجرا کند. هر SIF وظیفه مشخص و سطح SIL مورد نیاز خود را دارد. اجزای معمول یک تابع، سنسور، حلکننده منطق و عنصر نهاییاند؛ این ساختار در توضیح رسمی Emerson درباره SIS و SIF معرفی شده است.
یک مثال آموزشی، جلوگیری از سرریز مخزن است: حسگر سطح، رسیدن به وضعیت بحرانی را تشخیص میدهد؛ حلکننده منطق، تصمیم تعریفشده را اجرا میکند؛ و مجموعه شیر و عملگر، ورود سیال را متوقف میکند. حد قطع، زمان پاسخ و حالت ایمن باید از تحلیل همان فرایند تعیین شوند؛ این مثال، دستور طراحی یا تنظیم یک مخزن واقعی نیست.
| اصطلاح | معنی | پرسش مرتبط |
|---|---|---|
| SIS | سامانه ابزار دقیق ایمنی | چه سامانهای وظایف حفاظتی را اجرا میکند؟ |
| SIF | تابع ابزار دقیق ایمنی | در چه وضعیت مشخصی، چه اقدام ایمنی انجام میشود؟ |
| SIL | سطح یکپارچگی ایمنی | برای آن تابع، چه سطحی از یکپارچگی ایمنی لازم است؟ |
در حالت تقاضای کم، یکی از شاخصهای کمی، PFDavg یا میانگین احتمال خرابی خطرناک هنگام تقاضا است. جدول زیر حدود این شاخص را نشان میدهد. در حالت تقاضای زیاد یا کار پیوسته، معیار PFH با واحد یک بر ساعت مطرح میشود؛ نباید جدول تقاضای کم را مستقیماً به آن حالت تعمیم داد.
| سطح | PFDavg در حالت تقاضای کم | معکوس PFDavg یا RRF |
|---|---|---|
| SIL 1 | 0.01 ≤ PFDavg < 0.1 | بیش از ۱۰ تا حداکثر ۱۰۰ |
| SIL 2 | 0.001 ≤ PFDavg < 0.01 | بیش از ۱۰۰ تا حداکثر ۱۰۰۰ |
| SIL 3 | 0.0001 ≤ PFDavg < 0.001 | بیش از ۱۰۰۰ تا حداکثر ۱۰۰۰۰ |
| SIL 4 | 0.00001 ≤ PFDavg < 0.0001 | بیش از ۱۰۰۰۰ تا حداکثر ۱۰۰۰۰۰ |
تعریف احتمال خرابی و ارتباط آن با سطح SIL در جدول مرجع در راهنمای ایمنی Endress+Hauser، صفحه ۴ توضیح داده شده است. قرار گرفتن یک عدد در محدوده جدول، بهتنهایی اثبات انطباق نیست؛ محدودیتهای معماری و الزامات پیشگیری از خرابی سیستماتیک نیز باید برآورده شوند.
RRF در این جدول به عملکرد حفاظتی مورد تحلیل مربوط است؛ آن را درصد کاهش همه خطرهای کارخانه تلقی نکنید. همچنین از عبارت «SIL 3 همیشه انتخاب بهتری است» نمیتوان نتیجه خرید گرفت. سطح مورد نیاز باید با تحلیل خطر و کاهش ریسک لازم تعیین شود.
استاندارد IEC 61508 چارچوب پایه ایمنی عملکردی سامانههای الکتریکی، الکترونیکی و الکترونیکی قابل برنامهریزی مرتبط با ایمنی است. این چارچوب به طراحی، پیادهسازی، بهرهبرداری و نگهداری برای دستیابی به سطح مورد نیاز میپردازد.
مجموعه IEC 61511 به سامانههای ابزار دقیق ایمنی در صنایع فرایندی اختصاص دارد. در پروژه فرایندی، خرید قطعات واجد قابلیت فقط بخشی از کار است؛ مشخص کردن نیاز، یکپارچهسازی، اعتبارسنجی و مدیریت تغییرات نیز باید در چرخه عمر ایمنی دیده شوند. ویرایش استاندارد و مدارک مبنای پروژه باید در اسناد فنی مشخص باشد.
عبارتهایی مانند SIL capable، SIL 2 یا SIL 2/3 را باید همراه گواهی و Safety Manual بخوانید. دامنه ارزیابی ممکن است به کد سفارش، خروجی مشخص، نسخه سختافزار و نرمافزار، حالت کار یا آرایش خاص محدود باشد. نام یک خانواده محصول، تضمین یکسان بودن تمام نسخههای آن نیست.
برای نمونه، نوشتن SIL 2/3 ممکن است به قابلیت استفاده در SIL 2 به صورت تکی و SIL 3 در افزونگی تحت شرایط تعیینشده اشاره کند. این عبارت را نباید «هر نصب تکی SIL 3 است» معنی کرد. مرجع مدارک ایمنی Endress+Hauser مسیر دریافت گواهی، دادههای خرابی و راهنمای ایمنی محصولات را ارائه میکند.
Proof Test آزمونی برنامهریزیشده برای آشکار کردن خرابیهای خطرناک پنهان است. دامنه آزمون، میزان پوشش، فاصله زمانی و نحوه ثبت نتیجه باید با راهنمای ایمنی و محاسبات تابع هماهنگ باشد. کالیبراسیون، بررسی دقت اندازهگیری است؛ ممکن است جزئی از روش آزمون باشد، اما بهتنهایی لزوماً تمام خرابیهای مورد نظر را پوشش نمیدهد.
خودآزمایی، عیبیابی آنلاین یا آزمون جزئی نیز معادل خودکار یک آزمون کامل نیستند. در راهنمای Proof Test تجهیزات سطح، اهمیت آزمونهای جزئی و کامل در حفظ عملکرد ایمنی توضیح داده شده است. فاصله آزمون را نمیتوان بدون بررسی دادهها و پوشش واقعی، برای همه تجهیزات یک سال فرض کرد.
در آزمون شیر قطع، فقط سالم بودن سیگنال فرمان کافی نیست؛ خود مجموعه عنصر نهایی نیز نقش ایمنی دارد. تصمیم درباره اجرای آزمون در حین کار یا توقف، حفاظت جایگزین و مدیریت بایپس باید طبق روش مصوب پروژه و توسط افراد دارای صلاحیت انجام شود. این مقاله دستور اجرای آزمون یا غیرفعال کردن حفاظت نیست.
ATEX به حفاظت در اتمسفر بالقوه انفجاری مرتبط است؛ SIL به یکپارچگی انجام یک تابع ایمنی. یک دستگاه ممکن است به هر دو نیاز داشته باشد، اما داشتن یکی، دیگری را ثابت نمیکند. برای شناخت مارکینگ ضدانفجار، مقاله ATEX و خواندن پلاک Ex را ببینید.
سامانه کنترل پایه فرایند یا BPCS برای تنظیم عادی تولید به کار میرود. SIS وظایف حفاظتی تعریفشده را اجرا میکند. اتکا به تجهیزات یا اجزای مشترک باید با توجه به استقلال و خرابیهای مشترک ارزیابی شود؛ افزودن یک آلارم به کنترلکننده عادی، بهتنهایی یک SIF با سطح SIL اثباتشده ایجاد نمیکند. ساختار این دو در توضیح فنی Emerson درباره کنترل و عنصر نهایی ایمنی مقایسه شده است.
محصولات زیر برای بررسی اولیه معرفی میشوند. پیش از سفارش، قابلیت نسخه واقعی و مدارک همان دستگاه را با نیاز تابع ایمنی تطبیق دهید.
لول سوئیچ دیاپازونی اندرس هاوزر FTL51B برای بررسی تشخیص حد سطح مرتبط است. در اطلاعات فنی سازنده FTL51B، کاربرد در حفاظت سرریز و خشککارکردن تا SIL 2 و SIL 3 با افزونگی همگن و شرایط مربوط شرح داده شده است. نوع الکترونیک و گزینه تأییدیه باید بررسی شود.
ترانسمیتر فشار اندرس هاوزر Cerabar PMP51 نمونهای برای بررسی پایش فشار است. صفحه رسمی PMP51 به کاربرد پایش فشار تا SIL 2 اشاره میکند. رنج، اتصال، جنس دیافراگم و خروجی سازگار با راهنمای ایمنی را بر اساس دستگاه واقعی انتخاب کنید.
ترانسمیتر دمای دو ورودی اندرس هاوزر TMT82 برای بررسی اندازهگیری دما در کاربرد ایمنی مطرح است. سازنده TMT82 قابلیت SIL 2 را معرفی میکند. دو ورودی داشتن را نباید بهتنهایی معادل دو حلقه مستقل یا اثبات SIL بالاتر دانست؛ کل ترکیب سنسور و ترانسمیتر باید بررسی شود.
برای بررسی اولیه FTL51B، PMP51 یا TMT82، مشخصات و مدارک درخواستی را از طریق تماس با فن کنترل ارسال کنید. انتخاب تجاری محصول باید بر مبنای نیاز مهندسی مشخص انجام شود.
خیر. قابلیت همه اجزا، معماری، احتمال خرابی، خطاهای سیستماتیک و مفروضات بهرهبرداری باید برای تابع کامل ارزیابی شوند.
خیر. دقت اندازهگیری و یکپارچگی ایمنی معیارهای متفاوتیاند؛ هر دو باید متناسب با کاربرد بررسی شوند.
خیر. آزمون و نگهداری مطابق راهنمای ایمنی و مفروضات طراحی، بخشی از حفظ عملکرد مورد نیاز در چرخه عمر است.
خیر. افزونگی فقط با آرایش و شرایط مناسب، بررسی خرابی مشترک و مدارک مربوط معنا دارد؛ جمع کردن عددهای SIL روش تعیین سطح نیست.
این مقاله برای آشنایی و انتخاب اولیه است و جایگزین تحلیل خطر، تعیین SIL، طراحی یا اعتبارسنجی یک تابع ایمنی توسط افراد دارای صلاحیت نیست. تصویر و نشان SIL، طرح آموزشی اختصاصی این مقالهاند و آرم گواهی یا تأیید صلاحیت محصول محسوب نمیشوند. منابع رسمی در بخشهای مرتبط لینک شدهاند.
ه هر قطعه یا عنصری که در مقابل عبور جریان الکتریکی از خود مخالفت نشان می دهد مقاومت الکتریکی گفته می شود . مقاومت الکتریکی را با حرف R که از کلمه Resistor گرفته شده است نشان می دهند . واحد اندازه گیری مقاومت الکتریکی اهم است که آن را با علامت Ω نشان می دهند . مقاومت ها در صنایع برق و الکترونیک از اهمیت بالایی برخوردارند و بیشتر به منظور محدود کردن جریان و تقسیم جریان و نیز ایجاد ولتاژهای مختلف در مدارات به کار گرفته می شود .
علائم اختصاری مقاومت الکتریکی در شکل (1) نشان داده شده است .

شکل (1)
قاومت ها دارای مشخصه هایی هستند که این مشخصه ها برای طراحان مدارهای الکتریکی و الکترونیکی از اهمیت بالایی برخوردارند . مهمترین این مشخصه ها مقدار اهمی مقاومت یا همان مقدار مقاومت است و این مشخصه مقدار مقاومت را بر حسب واحد آن یعنی اهم بیان می کند و هر چه مقدار اهمی مقاومتی بیشتر باشد نشان دهنده این است که آن مقاومت در برابر عبور جریان الکتریکی از خود مخالفت بیشتری نشان می دهد و سبب افت جریان بیشتری در مدار می گردد . البته برای مقاومت های با مقدار اهمی زیاد معمولا از واحدهای بزرگتری مانند کیلو اهم ( kΩ ) و مگا اهم ( MΩ ) استفاده می کنند که مقدار آنها بر حسب اهم برابر است با :
1kΩ=1000Ω و 1MΩ=1000000Ω
مشخصه بعدی ، توان مجاز مقاومت است و منظور از آن بیشترین توانی است که یک مقاومت به طور دائم می تواند تحمل کند . زمانی که از یک مقاومت جریان عبور می کند در اثر برخورد الکترونها با اتمهای تشکیل دهنده مقاومت ، الکترونها مقداری از انرژی خود را از دست می دهند و این انرژی به صورت گرما در مقاومت ظاهر می شود . گرمای ایجاد شده در داخل مقاومت باید از مقاومت خارج گردد وگرنه در اثر برخوردهای مکرر الکترونها با اتمهای تشکیل دهنده مقاومت ، گرمای زیادی در داخل مقاومت ایجاد می شود که سبب سوختن مقاومت می گردد . گرمای ایجاد شده در داخل مقاومت از طریق بدنه مقاومت به هوای اطراف منتقل می گردد و به این ترتیب از گرم شدن بیش از حد مقاومت و سوختن مقاومت جلوگیری می شود . اما نکته ای که باید مورد توجه قرار گیرد این است که توان مجاز هر مقاومت با مساحت بدنه مقاومت و یا به عبارتی با حجم مقاومت نسبت مستقیم دارد یعنی هر چه یک مقاومت دارای حجم بیشتری باشد در واحد زمان می تواند حرارت بیشتری را به محیط اطراف انتقال دهد و در نتیجه دارای توان مجاز بیشتری می باشد . توان مجاز مقاومتها را یا روی مقاومتها می نویسند و یا با توجه به حجم مقاومتها ، میزان توان مجاز مقاومتها مشخص می شود . توان مجاز مقاومتها را می توان از روابط زیر بدست آورد .

که در این روابط P توان مجاز مقاومت ، V ولتاژ دو سر مقاومت ، I جریان عبوری از مقاومت و R مقدار اهمی مقاومت می باشد .
به عنوان مثال اگر مقدار اهمی یک مقاومت 10kΩ باشد و این مقاومت حداکثر جریان 10mA را بتواند تحمل کند مقدار توان مجاز این مقاومت چقدر است ؟

بنابراین توان مجاز این مقاومت 1 وات است .
همچنین با داشتن توان مجاز یک مقاومت می توان حداکثر جریان مجاز یک مقاومت به ازای یک ولتاژ معین را بدست آورد و یا می توان حداقل مقدار اهمی مجاز مقاومت را تعیین کرد . به عنوان مثال اگر به دو سر مقاومتی با توان 1 وات ، اختلاف پتانسیلی برابر 10 ولت اعمال کنیم حداکثر جریان مجاز گذرنده از این مقاومت چقدر خواهد بود ؟ و یا به عبارتی بیشترین جریانی که می تواند از این مقاومت عبور کند به شرطی که مقاومت آسیب نبیند چقدر است ؟ همچنین حداقل مقدار اهمی مجاز این مقاومت چقدر می تواند باشد ؟

بنابراین حداکثر جریان مجاز این مقاومت به ازای اختلاف پتانسیل 10 ولت ، برابر با 100 میلی آمپر می باشد یعنی اگر جریان گذرنده از این مقاومت از 100 میلی آمپر بیشتر شود گرمای ایجاد شده در داخل مقاومت از حداکثر گرمایی که مقاومت می تواند تحمل کند بیشتر می شود و در این صورت مقاومت می سوزد . برای تعیین حداقل مقدار اهمی مجاز این مقاومت نیز می توان به شکل زیر عمل کرد .

بنابراین حداقل مقدار اهمی مجاز این مقاومت 100 اهم می باشد یعنی اگر مقدار اهمی این مقاومت کمتر از 100 اهم شود ، جریان گذرنده از مقاومت بیشتر از 100 میلی آمپر می شود و در نتیجه مقاومت می سوزد .
مقاومت هایی که در صنایع الکترونیک مورد استفاده قرار می گیرند معمولا دارای توان هایی به شرح زیر می باشند :
0.125w , 0.25w , 0.5w , 1w , 2w , 3w , 4w , 5w
اما سومین مشخصه یک مقاومت ، تلرانس (Tolerance) آن مقاومت است . منظور از تلرانس یک مقاومت حداکثر خطای مجاز یک مقاومت نسبت به مقدار نامی آن مقاومت می باشد که معمولا بر حسب درصد بیان می شود و به عبارت دیگر تلرانس یک مقاومت ، محدوده مقدار واقعی آن مقاومت را مشخص می کند . به عنوان مثال فرض کنید مقاومتی با مقدار نامی 1 کیلو اهم و تلرانس 10% داریم . در این صورت مقدار واقعی این مقاومت بین 1kΩ-(1kΩ×%10) =900Ω و 1kΩ+(1kΩ×%10)=1100Ω می باشد . مقدار تلرانس مقاومت ها یا به صورت عدد بر روی مقاومت ها نوشته می شود و یا در مقاومت های با نوارهای رنگی به وسیله یک نوار رنگی مشخص می شود که در این رابطه در ادامه توضیحات کافی داده خواهد شد .
انواع مقاومت های الکتریکی :
مقاومت های الکتریکی به دو دسته کلی مقاومت های ثابت و مقاومت های متغیر تقسیم می شوند . مقاومت های ثابت مقاومت هایی هستند که مقدار اهمی آنها همواره ثابت است و مقاومت های متغیر مقاومت هایی هستد که مقدار اهم آنها قابل تغییر است . مقاومت های ثابت خود به سه دسته تقسیم می شوند که این سه دسته عبارتند از :
1- مقاومت های کربنی ( ترکیبی )
2- مقاومت های سیمی ( سیم پیچی شده )
3- مقاومت های لایه ای
مقاومت های کربنی ( ترکیبی ) :
مقاومت های کربنی در اکثر مدارات الکترونیکی مورد استفاده قرار می گیرند که علت این امر قیمت پایین ، زمخت بودن و کوچک بودن این نوع مقاومت ها می باشد . البته این نوع مقاومت ها دو ضعف عمده دارند ، یکی این که در اثر عبور جریان از این نوع مقاومت ها حرارت نسبتا زیادی درون این مقاومت ها ایجاد می گردد و به همین دلیل در مدارات با جریان زیاد نمی توانند مورد استفاده قرار گیرند و دیگر این که معمولا تلرانس های بالایی دارند . نمونه هایی از این نوع مقاومت در شکل (2) نشان داده شده است . برای ساخت این نوع مقاومت ها معمولا پودر کربن را با مواد عایق مخلوط می کنند که نسبت مخلوط کردن این مواد مقدار اهمی مقاومت را تعیین می کند . سپس مخلوط حاصل را در یک استوانه کائوچویی قرار می دهند و دو سیم نیز برای اتصال مقاومت به مدار به دو سر مقاومت وصل می کنند همانند شکل (3) .

شکل (2)

شکل (3)
مقاومت های سیمی ( Wire Wound Resistor ) :
از پیچاندن سیم های مقاومت دار طویل به دور یک هسته ، مقاومت سیمی یا سیم پیچی شده ساخته می شود . معمولا یک روپوش سرامیکی یا پلاستیکی بر روی سیم های پیچیده شده بر روی هسته می کشند تا سیم ها آسیب نبینند . ساختمان داخلی مقاومت های سیمی در شکل های (4) و (5) نمایش داده شده است . همچنین نمونه ای از یک مقاومت سیمی در شکل (6) نمایش داده شده است .

شکل (4)

شکل (5)

شکل (6)
این نوع مقاومت ها در دو نوع قدرتی و دقیق ساخته می شوند . نوع قدرتی در محدوده توان های 2 وات تا 250 وات ساخته می شود و می تواند جریان های زیاد را از خود عبور دهد . نوع دقیق نیز در محدوده توان های 0.25 وات تا 2 وات ساخته می شود و دارای تلرانس پایینی می باشد اما نمی تواند جریان های زیاد را از خود عبور دهد . معمولا اندازه فیزیکی مقاومت های سیمی که در جریان های زیاد مورد استفاده قرار می گیرند بزرگتر از اندازه فیزیکی مقاومت های سیمی است که برای کارهای دقیق و جریان پایین به کار می روند . مقاومت های سیمی قدرتی معمولا به شکل یک محفظه سیمان مانند که دارای سطح مقطع مربع یا مستطیل شکل است ساخته می شوند و به مقاومت های آجری معروفند . شکل خاص محفظه مقاومت های آجری این امکان را فراهم می آورد که برای خنک کردن آنها بتوان آنها را بر روی ورقه فلزی خنک کننده (Heat sink) قرار داد . در شکل (7) نمونه ای از این نوع مقاومت نشان داده شده است . یکی از ویژگی های خوب مقاومت سیمی این است که به هنگام سوختن شعله ور نشده و همچنین پس از سوختن ، کاملا قطع می شود . به همین دلیل ، در بسیاری از مدارها به عنوان مقاومت فیوزی (Fusible Resistor) استفاده می شود و به آن مقاومت حفاظتی (Safety Resistor) نیز می گویند . زیرا این مقاومت ها در حالت عادی به صورت یک مقاومت معمولی عمل می کنند و چنان چه جریان عبوری از آن از حد معینی بیشتر شود مانند یک فیوز قطع می شوند . در شکل (8) نمونه ای از این نوع مقاومت نشان داده شده است .

شکل (7)

شکل (8)
مقاومت سیمی به سبب دارا بودن سیم پیچ ، دارای خاصیت اندوکتانس ( خودالقایی ) بوده که این نوعی عیب برای آن محسوب می شود زیرا در فرکانس های بالا ، مقاومت سیمی نسبت به مقدار نامی خود ، مقاومت بیشتری از خود نشان می دهد . البته در این گونه موارد توانسته اند با روش پیچیدن سیم به صورت دولایی یا بی فیلار (Bifilar) تا حد زیادی این مشکل را برطرف نمایند . در این روش سیم های رفت و برگشت در کنار هم قرار گرفته و عبور جریان های مساوی و مخالف هم تا حد زیادی خاصیت خودالقایی را کاهش می دهد . در شکل (9) پیچیدن سیم به روش بی فیلار بر روی استوانه عایق نشان دا ده شده است .

شکل (9)
مقاومت های لایه ای :
این نوع مقاومت ها ، ترکیبی از مقاومت های سیمی و کربنی می باشند ، یعنی دقت مقاومت های سیمی را دارند ولی از نظر اندازه و قیمت به مقاومت های کربنی نزدیکند . مقاومت های لایه ای را معمولا با رسوب دادن نوار نازکی از ماده مقاومت بر روی یک لوله عایق از جنس سرامیک یا شیشه درست می کنند . برای اتصال مقاومت به مدار ، به دو انتهای لوله دو سیم رابط وصل می کنند و برای محافظت مقاومت نیز تمام آن را با ماده عایقی روکش می کنند . مراحل ساخت مقاومت لایه ای در شکل (10) نمایش داده شده است .

شکل (10)
مقاومت های متغیر نیز خود به دو دسته کلی مقاومت های قابل تنظیم و مقاومت های وابسته ( تابع ) تقسیم می شوند .
مقاومت های متغیر قابل تنظیم عبارتند از :
1- پتانسیومتر
2- رئوستا
پتانسیومتر (Potentiometer) :
پتانسیومتر از یک المان مقاومتی دوار که درون محفظه ای قرار گرفته ، تشکیل شده است . این المان مقاومتی ممکن است به صورت سیمی ، لایه ای و یا کربنی باشد . دو ترمینال به دو انتهای این المان مقاومتی متصل است که مقدار مقاومت بین این دو ترمینال همواره ثابت و برابر مقدار اهمی المان مقاومتی است . بین این دو ترمینال ، یک ترمینال دیگر وجود دارد که به یک کنتاکت متحرک متصل است و این کنتاکت متحرک می تواند بر روی المان مقاومتی حرکت کند و سبب تغییر مقاومت بین ترمینال وسط و هر یک از ترمینال های کناری گردد . برای حرکت کنتاکت متحرک بر روی المان مقاومتی ، انتهای المان مقاومتی را به یک ولوم و یا به یک صفحه شیاردرا که توسط پیچ گوشتی قابل حرکت است متصل می کنند .

شکل (11)

شکل (12)
تغییر مقاومت بین ترمینال وسط و یکی از ترمینال های کناری می تواند نسبت به چرخش ولوم و یا صفحه شیاردار ، خطی و یا غیر خطی باشد که بر این اساس پتانسیومتر را خطی و یا غیر خطی می نامند . در یک پتانسیومتر خطی به ازای تغییرات یکسان ولوم و یا صفحه شیاردار ، تغییرات مقدار مقاومت بین ترمینال وسط و هر یک از ترمینال های کناری یکسان خواهد بود . به عنوان مثال در یک پتانسیومتر خطی اگر به ازای چرخش ولوم پتانسیومتر از 0 درجه تا 90 درجه ، مقاومت بین ترمینال وسط و یکی از ترمینال های کناری از 0Ω به 1kΩ افزایش یابد ، در صورتی که ولوم پتانسیومتر از 90 درجه تا 180 درجه چرخانده شود مقاومت بین آن دو ترمینال از 1kΩ به 2kΩ افزایش خواهد یافت . معمولا مقدار مقاومت بین ترمینال های کناری پتانسیومتر و یا به عبارتی مقدار اهمی المان مقاومتی پتانسیومتر را بر روی آن می نویسند که اگر این مقدار با حرف B شروع شود نشان دهنده خطی بودن پتانسیومتر است و اگر این مقدار با حرف A شروع شود نشان دهنده این خواهد بود که پتانسیومتر ما یک پتانسیومتر غیر خطی است یعنی به ازای تغییرات یکسان ولوم و یا صفحه شیاردار ، تغییرات مقاومت بین ترمینال متحرک و هر یک از ترمینال های ثابت یکسان نخواهد بود بلکه این تغییرات به صورت غیر خطی خواهد بود و یا به عبارتی منحنی تغییرات مقاومت بین ترمینال های ثابت و متحرک نسبت به چرخش کنتاکت متحرک ، غیر خطی خواهد بود . پتانسیومتر بیشتر به منظور تقسیم ولتاژ در مدارات مورد استفاده قرار می گیرد . در شکل(13) علائم اختصاری پتانسیومتر و در شکل (14) نحوه قرار گرفتن پتانسیومتر در مدار نمایش داده شده است . در شکل (13) منظور از فلش ، ترمینال متصل به کنتاکت متحرک و دو سر دیگر ترمینال های ثابت هستند .

شکل (13)

شکل (14)
رئوستا :
رئوستا همان پتانسیومتر است با یک تفاوت کوچک و آن این است که در رئوستا یکی از ترمینال های ثابت مورد استفاده قرار نگرفته و آزاد می ماند . به عبارتی رئوستا از یک المان مقاومتی ، یک کنتاکت متحرک و یک کنتاکت ثابت تشکیل شده است . رئوستا در مدارات به منظور تغییر جریان به کار می رود . در شکل (15) نحوه قرار گرفتن رئوستا در مدار نمایش داده شده است .

شکل (15)
مقاومت های وابسته ( تابع ) به مقاومت هایی گفته می شود که مقدار آنها به عوامل مختلفی مانند حرارت ، نور ، ولتاژ و ... بستگی دارد . این مقاومت ها عبارتند از :
1- مقاومت های تابع حرارت
2- مقاومت های تابع نور
3- مقاومت های تابع ولتاژ
4- مقاومت های تابع میدان مغناطیسی
مقاومت های تابع حرارت :
مقدار اهم این نوع از مقاومت ها تابع حرارت است یعنی در اثر تغییر دما ، مقدار مقاومت آنها نیز تغییر می کند . به این نوع از مقاومت ها TDR نیز می گویند . TDR از حروف اول کلمات عبارت Temperature Dependent Resistor به معنای مقاومت تابع حرارت گرفته شده است . همچنین نام دیگر این مقاومت ها ترمیستور ( Thermistor ) می باشد که این واژه نیز از عبارت Thermally Sensitive Resistor به معنای مقاومت حساس نسبت به حرارت گرفته شده است . ترمیستورها در دو نوع ساخته می شوند که این دو نوع عبارتند از :
الف ) ترمیستور با ضریب حرارتی مثبت ( PTC ) :
مقدار اهم این نوع از مقاومت ها با افزایش دما ، افزایش می یابد . مقدار اهم مقاومت های PTC را در دمای 25 درجه سانتی گراد بیان می کنند . همچنین علاوه بر این مقدار ، دمایی را که در آن مقاومت PTC دو برابر می شود ، قید می کنند . به این دما ، دمای سوئیچ می گویند . در ضمن واژه PTC از حروف اول کلمات عبارت Positive Temperature Coefficient به معنای ضریب حرارتی مثبت گرفته شده است . در شکل (16) تصاویری از دو PTC نمایش داده شده است . همچنین در شکل (17) علائم اختصاری PTC نمایش داده شده است .

شکل (16) شکل (17)
ب ) ترمیستور با ضریب حرارتی منفی ( NTC ) :
مقدار اهم مقاومت های NTC با افزایش دما ، کاهش می یابد . در اینجا نیز واژه NTC از حروف اول کلمات عبارت Negative Temperature Coefficient به معنای ضریب حرارتی منفی گرفته شده است . . در شکل (18) تصویری از یک نمونه NTC نمایش داده شده است . همچنین در شکل (19) علائم اختصاری NTC نمایش داده شده است .

شکل (18) شکل (19)
مقاومت های تابع نور :
مقدار اهم این نوع از مقاومت ها به شدت نور تابیده شده به سطح مقاومت بستگی دارد . این مقاومت ها در فضای تاریک دارای مقاومت خیلی زیاد ( در حد مگا اهم ) و در روشنایی دارای مقاومت کم ( در حد کیلو اهم و یا اهم ) می باشند . به این مقاومت ها فتورزیستور و همچنین LDR نیز می گویند . LDR از حروف اول کلمات عبارت Light Dependent Resistor به معنای مقاومت تابع نور گرفته شده است . برای اینکه نور بر روی المان مقاومتی فتورزیستور اثر گذارد ، سطح ظاهری آن را با شیشه و یا پلاستیک شفاف می پوشانند . از این مقاومت ها در مدارات الکترونیکی به عنوان تشخیص دهنده نور ( نورسنج ) استفاده می شود . در شکل (20) تصاویری از چند LDR و در شکل (21) علائم فنی آن نمایش داده شده است .

شکل (20) شکل (21)
مقاومت های تابع ولتاژ :
مقدار اهم این نوع از مقاومت ها با ولتاژ رابطه معکوس دارد . یعنی با افزایش ولتاژ ، مقدار اهم آن ها کاهش می یابد . به این نوع از مقاومت ها واریستور ( Varistor ) و همچنین VDR نیز می گویند . VDR از حروف اول کلمات عبارت Voltage Dependent Resistor به معنای مقاومت تابع ولتاژ گرفته شده است . نکته قابل توجه در مورد واریستورها این است که واریستورها به پلاریته ولتاژ اعمال شده وابسته نیستند که این خود مزیتی برای این نوع مقاومت ها محسوب می شود زیرا برای استفاده در مدارات AC بسیار مناسب هستند . در شکل (22) تصویری از یک نمونه VDR و در شکل (23) علامت اختصاری آن نمایش داده شده است .

شکل (22) شکل (23)
مقاومت های تابع میدان مغناطیسی :
در اثر اعمال میدان مغناطیسی بر این مقاومت ها ، مقدار اهم آنها تغییر می کند . به این مقاومت ها MDR نیز می گویند که این واژه از حروف اول کلمات عبارت Dependent Resistor Magnetic به معنای مقاومت تابع میدان مغناطیسی گرفته شده است . نکته قابل توجه در مورد این مقاومت ها این است که چون در ساخت این مقاومت ها از نیمه هادی هایی با ضریب حرارتی منفی استفاده شده است بنابراین در صورت افزایش دما ، مقدار اهم این مقاومت ها کاهش می یابد . در شکل (24) علامت اختصاری MDR نمایش داده شده است .

شکل (24)
© تمامی حقوق این مقاله متعلق به فن کنترل است؛ بازنشر تنها با ذکر منبع و درج لینک مستقیم مجاز است.
ترانزیستور از عناصری به نام نیمه هادی مانند سیلیکون و ژرمانیوم ساخته می شود نیمه هادی ها ، جریان الکتریسیته را نسبتا خوب
(اما نه به اندازه ای که رسانا خوانده شوند مانند مس و آلومنیوم و تقریبا بد اما نه به اندازه ای که عایق نامگذاری شوند مانند شیشه) هدایت می کنند به همین دلیل به آنها نیمه هادی می گویند.
ترانزیستور می تواند مقدار هادی بودن خود را تغییر دهد ، هنگامی که لازم است یک هادی باشد می تواند هدایت خوبی دشته باشد و هنگامی که لازم است تا به عنوان عایق عمل کند جریان بسیار کمی را از خود عبور می دهد که می توان آن را ناچیز شمرد.
ناحیه کاری ترانزیستور:
۱-ناحیه قطع: حالتی است که ترانزیستور در آن ناحیه فعالیت خاصی انجام نمیدهد.
۲- ناحیه فعال(کاری یا خطی): اگر ولتاژ بیس را افزایش دهیم ترانزیستور از حالت قطع بیرون امده و به ناحیه فعال وارد میشود در حالت فعال ترانزیستور مثل یک عنصر تقریباً خطی عمل میکند.
۳-ناحیه اشباع: اگر ولتاژ بیس را همچنان افزایش دهیم به ناحیهای میرسیم که با افزایش جریان ورودی در بیس دیگر شاهد افزایش جریان بین کلکتور و امیتر نخواهیم بود به این حالت میگویند حالت اشباع و اگر جریان ورودی به بیس زیاد تر شود امکان سوختن ترانزیستور وجود دارد.
طرز کار ترانزیستور به اینصورت است، چنانچه پیوند بیس-امیتر را بصورت مستقیم بایاس (به معنی اعمال ولتاژ است) کنیم بطوری که این پیوند روشن شود ، در آن صورت از مدار بسته شده میان امیتر و کلکتور می توان جریان بسیار بالایی با توجه به ظرفیت ترانزیستور کشید.
در حالت عادی میان امیتر و کلکتور هیچ مدار بازی وجود ندارد اما به محض آنکه شما پیوند بیس-امیتر را با پلاریته موافق بایاس کنید ، این پیوند تقریبا” بصورت اتصال کوتاه عمل می کند و شما عملا” خواهید توانست از پایه های امیتر و کلکتور جریان قابل ملاحظه ای بکشید.
بنابراین مشاهده می کنید که با برقراری یک جریان کوچک Ib شما می توانید یک جریان بزرگ Ic را داشته باشید. این مدار اساس سوئیچ های الکترونیک در مدارهای الکترونیکی است. بعنوان مثال شما می توانید در مدار کلکتور یک رله قرار دهید که با جریان مثلا چند آمپری کار می کند و در عوض با اعمال یک جریان بسیار ضعیف در حد میلی آمپر – حتی کمتر – در مدار بیس که ممکن است از طریق یک مدار دیجیتال تهیه شود، به رله فرمان روشن یا خاموش شدن بدهید.
کاربرد ترانزیستور :
ترانزیستور هم در مدارات الکترونیک آنالوگ و هم در مدارات الکترونیک دیجیتال کاربردهای بسیار وسیعی دارد.
در مدارات آنالوگ ترانزیستور در حالت فعال کار میکند و میتوان از آن به عنوان تقویت کننده جریان یا تنظیم کننده ولتاژ (رگولاتور) و… استفاده کرد.
و در مدارات دیجیتال ترانزیستور در دو ناحیه قطع و اشباع فعالیت میکند که میتوان از این حالت ترانزیستور در پیاده سازی مدار منطقی، حافظه، سوئیچ کردن و… استفاده کرد.
انواع ترانزیستور :
۱) ترانزیستور دوقطبی پیوندی (BJT)
۲) ترانزیستور پیوند اثر میدانی (JFET)
۳) ترانزیستور اثر میدانی (FET)
۴) ترانزیستور اثر میدانی(MOSFET)
ترانزیستور دوقطبی پیوندی (BJT):
در ترانزیستور دو قطبی پیوندی با اعمال یک جریان به پایه B جریان عبوری از دو پایه C و E کنترل میشود.
ترانزیستورهای دوقطبی پیوندی در دونوع npn و pnpساخته میشوند.
بسته به حالت بایاس این ترانزیستورها ممکن است در ناحیه قطع، فعال و یا اشباع کار کنند. سرعت بالای این ترانزیستورها و بعضی قابلیتهای دیگر باعث شده که هنوز هم از آنها در بعضی مدارات خاص استفاده شود. امروزه بجای استفاده از مقاومت وخازن و… در مدارات مجتمع تماماً از ترانزیستوراستفاده میکنند.
۱) PNP
شامل سه لایه نیم هادی که دو لایه کناری از نوع p و لایه میانی از نوع n است و مزیت اصلی آن در تشریح عملکرد ترانزیستور این است که جهت جاری شدن حفرهها با جهت جریان یکی است.
۲NPN
شامل سه لایه نیم هادی که دو لایه کناری از نوع n و لایه میانی از نوع p است. پس از درک ایدههای اساسی برای قطعهٔ pnp میتوان به سادگی آنها را به ترانزیستور پرکاربردتر npn مربوط ساخت.
ترانزیستور پیوند اثر میدانی ( JFET):
در ترانزیستورهای پیوند اثر میدانی (JFET) در اثر میدان، با اعمال یک ولتاژ به پایه گیت میزان جریان عبوری از دو پایه سورس و درین کنترل میشود.
ترانزیستور اثر میدانی بر دو قسم است: نوع n یا N-Type و نوع p یا P-Type. از دیدگاهی دیگر این ترانزیستورها در دو نوع افزایشی و تخلیهای ساخته میشوند.
نواحی کار این ترانزستورها شامل «فعال» و «اشباع» و «ترایود» است.
این ترانزیستورها تقریباً هیچ استفادهای ندارند چون جریان دهی آنها محدود است و به سختی مجتمع میشوند.
ترانزیستور اثر میدانی (FET):
این ترانزیستور نیز مانند JFET عمل میکنند با این تفاوت که جریان ورودی گیت آنها صفر است.همچنین رابطه جریان با ولتاژ نیز متفاوت است.
این ترانزیستورها دارای دو نوع PMOS و NMOS هستند که تکنولوژی استفاده از دو نوع آن در یک مدار تکنولوژی CMOS نام دارد.
این ترانزیستورها امروزه بسیار کاربرد دارند زیرا براحتی مجتمع میشوند و فضای کمتری اشغال میکنند. همچنین مصرف توان بسیار ناچیزی دارند.
به تکنولوژیهایی که از دو نوع ترانزیستورهای دوقطبی و Mosfet در آن واحد استفاده میکنند Bicmos میگویند.
البته نقطه کار این ترانزیستورها نسبت به دما حساس است وتغییر میکند. بنابراین بیشتر در سوئیچینگ بکار میروند.
ترانزیستور اثر میدانی(MOSFET):
همانگونه که از نام این المان مشخص است، پایه کنترلی آن جریانی مصرف نمی کند و تنها با اعامل ولتاژ و ایجاد میدان درون نیمه هادی ، جریان عبوری از FET کنترل می شود. به همین دلیل ورودی این مدار هیچ گونه اثر بارگذاری بر روی طبقات تقویت قبلی نمی گذارد و امپدانس بسیار بالایی دارد.
فت دارای سه پایه با نام های درِین (D ) و سورس( S ) و گیت( G ) است که پایه گیت ، جریان عبوری از درین به سورس را کنترل می نماید. فت ها دارای دو نوع N کانال و P کانال هستند. در فت نوع N کانال زمانی که گیت نسبت به سورس مثبت باشد جریان از درین به سورس عبور می کند . FET ها معمولاً بسیار حساس بوده و حتی با الکتریسیته ساکن بدن نیز تحریک می گردند. به همین دلیل نسبت به نویز بسیار حساس هستند.
فت ها در ساخت فرستنده باند FM رادیو نیز کاربرد فراوانی دارند.
معمولاً مقاومت بین پایه درین و گیت از مقاومت پایه درین و سورس بیشتر است که از این طریق می توان پایه درین را از سورس تشخیص داد.
تشخیص پایه های ترانزیستور با استفاده از مولتی متر :
ترانزیستورها یه مدل دیودی دارن که به کمکشون میشود پایه های ترانزیستور رو تشخیص داد.
اگر مولتی متر رو در حالت تست دیود بزارید با دو بار تست کردن میتوانید پایه ها رو تشخیص بدید.
توجه ۱ : در حالت تست دیود با مولتی متر ولتاژ بین پایه بیس و امیتر بیشتر از ولتاژ بین پایه های بیس و کلکتور هستش.
© تمامی حقوق این مقاله متعلق به فن کنترل است؛ بازنشر تنها با ذکر منبع و درج لینک مستقیم مجاز است.